اگرعلاقه به نوشتن برای روزنامه ما دارید، لطفا با ما تماس بگیرید recruitment@universaldigest.com
بررسی بیانیهء گروه 157 نفره؛ مخالفت با جنگ ولی تعامل با رژیم
دنیا & تجارت, سیاست. Thu, 24 Nov 2011 22:46 EDIT 2011-11-25 13:30


هنوز پس از 32 سال گذر از عمر حاکمیت خون و جنون بر کشورمان، مشاهده میکنیم میل به تغییر بنیادی در ساختار سیاسی رژیم در بین خیل گسترده جامعه روشنفکری با نگاهِ تردید نگریسته میشود. از همین رو این آشفتگی نظری، جامعه روشنفکری را دچار تشتت و درهم ریختگی کرده است که گاه درغایت ناچار است برای ابراز وجود با اجماع چند امضاء مشترک از اجتماعات و افراد ناهمگون در پای بیانیه ای، از جمهوری اسلامی درخواست کند با قدری تعاملِ بیشتر با جامعه بین المللی بحران جنگی را مهار کند. این درواقع آن نهایت اقدامی است که 32 سال است پیشه جامعه ًپیشرو روشنفکری ً شده است که در واقعیت امر مُهر تأییدی است بر مشروعیت و ماندگار شدن جمهوری اسلامی.

 وقتیکه جامعه  ًروشنفکری ً مُهرتأیید بر مشروعیت و ماندگارشدنِ رژیم میزند!

 بارها بر این نکته تأکید شده است که یکی از علتّهای ماندگار شدن جمهوری اسلامی؛ مسئله عدمِ انسجام فکری و سیاسی جامعهء روشنفکری است که رغبتی برای پایان بخشیدن به موجودیت رژیمی که عامل همهء نابسامانیهای اجتماعی و سیاسی در ایران و منطقه میباشد، ندارد. 32 سال است این رژیم مذهبی بر سرکار است و در طی این مدت با آسودگی خاطر آنچنان شرایط هولناکی را بر مردم تحمیل کرده است که هرگز تاریخ نمونه آنرا گواهی نداده است. بی شک رژیم اسلامی تا زمانیکه در مقابل خویش اپوزیسیونِ متشکل و مصممی را مشاهده نکند، از هر حربه و دسیسه ای بهره خواهد جست تا در قدرت باقی بماند. بسیاری از همان روز نخست با تبانی و هم پیمانی تلاش کرده اند در نقش              ً اپوزیسیون ً صرفا ً منتقدینی ساده به همهء خباثتهای رژیم باشند تا بگونه ای آسیب جدی بر پیکرهِ این نظام وارد نشود. و برخی هم به غلط  برای توجیه رفتار مماشات طلبانه خود با رژیم به ابزارهای ً تئوریک ً متوسل شده اند که هرگز نه مبنای منطقی داشت و نه واقعی، و خویش را از پیروان جنبش های مدنی برشمردند که مسئله تغییر ساختار سیاست در جمهوری اسلامی را در محدوده وظایف خود ندانسته. در واقع یک برداشت بغایت اشتباه از مفهوم  ًجامعه مدنی ً و درک غیرعلمی از وظایف یک جنبش مدنی که خویش را صرفا ً  ًاپوزیسیون ً مادالعمر برشمرند و تغییر در وضعیت سیاسی جامعه را به جامعه سیاسی محول کنند. غافل از آنکه میدانیم از جمله اهداف هر جنبش مدنی، تحولات سیاسی در راستای تحقق آزادی و دمکراسی در نظامهای بسته سیاسی است. بهمانگونه که راهبری جنبش های مدنی دهه های 80 و 90 میلادی در شرق اروپا توسط جامعه روشنفکری، موجب شد تا امپراطورِ بزرگِ شرق اروپا، شوروی سابق، و دنبالچه های آن یک به یک فروریزند و راه برای آزادی مللِ در بند در این بخش از جهان هموار شود. آنچه که پیش از هر چیز آزادی و دمکراسی را برای مردم شرق اروپا در این دوران به ارمغان آورد همان وجود یک جامعه روشنفکری مبارز و پیگیر بود که با پیوند زدنِ خواستهای مدنی مردم با تغییرات سیاسی، بتدریج دمکراسی مدرن در شرق اروپا را نهادینه کردند.

 

هنوز پس از 32 سال گذر از عمر حاکمیت خون و جنون بر کشورمان، مشاهده میکنیم میل به تغییر بنیادی در ساختار سیاسی رژیم در بین خیل گسترده جامعه روشنفکری با نگاهِ تردید نگریسته میشود. از همین رو این آشفتگی نظری، جامعه روشنفکری را دچار تشتت و درهم ریختگی کرده است که گاه درغایت ناچار است برای ابراز وجود با اجماع چند امضاء مشترک از اجتماعات و افراد ناهمگون در پای بیانیه ای، از جمهوری اسلامی درخواست کند با قدری تعاملِ بیشتر با جامعه بین المللی بحران جنگی را مهار کند. این درواقع آن نهایت اقدامی است که 32 سال است پیشه جامعه ًپیشرو روشنفکری ً شده است که در واقعیت امر مُهر تأییدی است بر مشروعیت و ماندگار شدن جمهوری اسلامی.

 

تاریخِ مبارزات اجتماعی و مدنی دیگر جوامع بیانگر یک واقعیت است، تا زمانیکه جامعه سیاسی و روشنفکری بطور یقین و کامل از حاکمیت دیکتاتورها کنده نشوند و خارج از حیطه قدرت در کنار مردم، همانند یک اجتماع مستقل جدی اپوزیسیونال مبارزه ای را سامان ندهند، بسیار دشوار خواهد  بود که جامعه  شهروندی به تنهایی مسیر رهایی را بیابد. بخاطر بیاورید سقوط همه ء نظام های دیکتاتوری در شرق اروپا در دهه 80 و 90 میلادی را که پیروزی مردم بر حکمرانانِ مستبد آن روزگاران بیشتر مدیون جامعه روشنفکری بود که در باریکادهای خیابانی در کنار مردم با مردم خواهان برچیده شدنِ بساط نظامهای فاسد و سرکوبگر در اروپا شرقی شدند. همچنان میدانیم بیشتر همین روشنفکران خود روزگاری بخشا ً از وابستگان، مدیران و رهبران سیاسی خود آن حکومتها میبودند که در پایان به این نتیجه رسیدن که برای دست یازیدن به سعادت، پیشرفت و آزادی میبایست بطور یقین از این رژیمهای مستبد فاصله گرفت و به مردم پیوست.

 

امّا ببینیم امروز پس از گذشت پیش از سه دهه از حاکمیت رژیمی بغایت فاسد و سرکوبگر که موجب ویرانگری همهء زیرساختهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران شده است  و از سویی صلح جهانی را بمخاطره انداخته، جامعه روشنفکری ما به شیوه ای از مبارزه بسنده میکند که بسیار زیرکانه تلاش میورزد رژیم توتالیتر اسلامی را رهنمود دهد تا با تعامل بیشتر با  جامعه بین المللی لبه تیزِ خنجر سرنگونی را از پس گلوی خود دور سازد. برای اثبات این ادعا اجازه بدهید یک باز نگری داشته باشم به بیانیه ای که اخیرا ً جمعی از کنشگران سیاسی و مدنی ایرانی شامل روزنامه نگاران، نویسندگان و دانشگاهیان منتشر کرده اند که برای پرهیز از وقوع جنگ از رژیم میخواهند دست از شرارت برداشته و تلاش ورزد بر سرمعضل برنامه اتمی خود با جامعه بین المللی از در مدارا وارد شود. در این وادی اگر چه گاه این اجتماعی دانشگاهیان و فعالین سیاسی و مدنی از کل رژیم ناامید است ولی در پی یافتن جناحی از حاکمیت است که در این ارتباط ًدوراندیش ً تر عمل میکند.  

 

خوب میدانیم این بیانیه ها چون روال همیشگی در آغاز از موضعی ًرادیکال ً به رژیم میتازند، نقض حقوق بشر در ایران را بشدت محکوم میکنند، به نبود آزادیهای سیاسی و مدنی در ایران گله مند هستند، سرکوب جامعه زنان و مطالبات امروزی جوانان را بشدت تقبیح میکنند، امّا آنجائیکه که میبایست مواضع سیاسی خود در رابطه با عملکردهای رژیم و بحرانِ اتمی رژیم در سطح جهانی را بررسی و مطرح کنند به موضعی در میغلتند که در این 32 سال همیشه اتخاذ کرده اند؛ تقاضا از رژیم و یا جناحی از رژیم برای تعامل و مصالحه با جامعه بین المللی تا بحرانهای سیاسی رژیم در سطح جهانی دشوارتر از آن چیزی که هستند، نشوند.

 

از همین رو برای آشکارتر شدن بیشتر واقعیت به متن بیانیه بیش از 157 نفر از فعالان سیاسی، مدنی، دانشجویی و دانشگاهی بازمیگردم که در همان آغاز در عنوان بیاینه در مخالفت با موضوع جنگ از جمهوری اسلامی میخواهند از طریق توقف موقت و مشروط غنی سازی اورانیوم و تعطیلی تمام جنبه های نظامی برنامه های هسته ای خود، خطر وقوع جنگ را مانع شود. همانگونه که در آغاز اشاره کردم نفس تقاضا و مطالبه سیاسی از رژیمی که در پی آتش افروزی و ایجاد بحران جنگی در سطح منطقه است، در ابتداء امر به رسمیت شناختن موجودیت رژیم است که گویی این حاکمیت دینی اساسا ً دارای چنین خصلت سیاسی است که در شرایطی استقلال و تمامیت ارضی کشور را از هر سو بوسیله سیاستهای نابخردانه اش بخطر انداخته است، از مواضع سخت و غیر اصولی خود دوری جوید و از ورود  کشور به بحرانی مرگ زا جلوگیری بعمل آورد. ولی بنظر میرسد یک پای مدعی این نزاع بین المللی خود این 157 فعال سیاسی، مدنی و دانشگاهی میباشند که از رژیم میخواهند با پذیرش طرح توقف موقت و مشروط غنی سازی اورانیوم مانع از ورود کشور به یک بحرانی جنگی در منطقه شود. خوب بخاطر داریم در طی همهء سالهای بحران هسته ای رژیم با جامعه بین المللی در برخی مواقع که مذاکرات رژیم با کشورهای گره 5+ 1 با دشواریهای سختی روبرو میشد و بروز یک درگیری نظامی پیش بینی میشد، بلافاصله بخشهایی از حاکمیت پیشنهاد توقف موقت و مشروط غنی سازی اورانیوم را در دستور کار قرار میدادند تا با خرید زمان بیشتر طرح نیرنگ دیگری را برای فریب جامعه جهانی تدوین کنند. در واقع خواستِ توقف موقت و مشروط غنی سازی اورانیوم همان پیشنهاد جناح ًدوراندیش ً رژیم بوده است که در گذشته هم چندین بار در دوران بن بست مذاکرات و خطر احتمالی درگیری نظامی با غرب مطرح شد و از این رو میبایست اعتراف کرد طرح امروز آن از سوی این 157 فعال سیاسی، مدنی و دانشگاهی موضوعِ جدیدی نیست .

 

امّا ترس از وقوع یک درگیری نظامی احتمالی، این گروه 157 نفره  فعال سیاسی، مدنی و دانشگاهی را وامیدارد که همچنان فعال در پی آن باشند اگر کل حاکمیت نسبت به خطر وقوع جنگ در رابطه با بحران هسته ای بی تفاوت میباشد، حداقل جناحی از حاکمیت را بیابند که قدری ً پراگماتیست ً تر به موضوع بحران برخورد میکند. در واقع همان سیاست مماشت که تداعی همان تفکر و روش سیاسی بخشی از ًاپوزیسیون ً را  میکند که برای راه گشایی فعالیت های سیاسی قانونی در جمهوری اسلامی، 8 سال بدنبال طرحهای بی سروته ًسردار سازندگی ً هاشمی رفسنجانی بود و 8 سال هم در بن بستِ کوچه ًاصلاحات ً بدنبال ًسردار اصلاحات ً محمد خاتمی دوان دوان بود. بگذارید در رابطه با توهم گرایی این جمع وسیع فعالین سیاسی، مدنی و دانشگاهی کشورمان نسبت به جناحی از رژیم به بخشی دیگر از بیانیه آنها بازگردم که در این خصوص قضاوت غیرمنصفانه ای نکرده باشم. گروه 157 نفره فعالین سیاسی، مدنی و دانشگاهی ما در بخش پایانی بیانیه خود، بعنوان نصیحت به رژیم مینویسند: ًهر نگاهی به چگونگی و علت بحران خارجی کنونی داشته باشیم باز در تحلیل آخر نظام جمهوری اسلامی و بخصوص بخش افراطی آن است که با خطای محاسبات خود شعله های جنگ محتمل را برخواهد افروخت. در مخالفت با جنگ باید بحران سازان داخل حکومت را هدف اصلی قرار داد. ً

 

بزعم این جمع دانشگاهی و فعالین سیاسی و مدنی، بسیار روشن است که در درون حاکمیت جناحی وجود دارد که افراطی است و بحران ساز که قصد دارد محتملا ً با تشدید نزاعهای بین المللی و بن بست مذاکرات، ایران را وارد یک بحران جنگی کند. و یقینا ً در مقابل جناحِ دیگری در درون حاکمیت است  که ًپراگماتیست ً و ًدوراندیش ً است که نمی بایست مورد هجوم و هدف قرار گیرد و همهء امید ما برای برون رفت از این بحران جنگی محسوب میشوند. در واقع همان اندیشه سیاسی که بمدت 16 سال با آویزان شدن به ًسردار سازندگی ً و ًسردار اصلاحات ً باز قصد دارد با چراغ موشی جناحی دیگر از حاکمیت را بیابند که افراطی و بحران آفرین نیست و ممکن است کشور را از خطر ورودش به جنگی محتمل بازدارد. ولی گروه دانشگاهیان و فعالین سیاسی و مدنی 157 نفره، بسیار با ً هوش ً تر از آن چیزی است که تصورش را میکردیم. این گروه همه درها را بروی خود نبسته و همچنان تلاش میورزد اگر روزی با همین جناح ًدوراندیش ً حاکمیت به نتیجه ای نرسیدند، همهء حساب و کتابهای خود با کل نظام را مسدود نکنند. از همین رو در همین رابطه همهء امید خود را از کل نظام برنکنده و تلاش میکنند با نصیحت از حکومت بخواهند از خر شیطان پایین بیاید و فکری به حال آینده و نظام کند. بهمین رو شما را به خطوط پایانی این بیانیه ارجع میدهم که مشاهده کنید چه آشکار گروه 157 نفره فعالین سیاسی، مدنی و دانشگاهی با برسمیت شناختن کامل حکومت از آنها میخواهند سربراه شوند و اینهمه بر تنوره جنگ ندمند. در همین رابطه مینویسند: ًدر این راستا همکاری کامل و شفاف با آژانس انرژی اتمی و توقف موقت و مشروط غنی سازی اورانیوم هسته ای تا اعتماد سازی در چارچوب کنوانسیون منع گسترش سلاحهای اتمی و پایان بخشی فوری به تمامی وجوه نظامی مربوط به برنامه هسته ای می تواند یکی از مطالبات محوری جنبش دمکراسیخواهی مردم ایران در زمینه صلح خواهی مد نظر قرار گیرد. ترکیب این خواست در کنار خواست رعایت حقوق بشر، آزادیهای سیاسی و دموکراسی به مراتب پتانسیل بیشتری برای تضعیف توامان استبداد و تجاوزگری و لذا جلوگیری از جنگ خواهد داشت.ً

 

اگر داوری غیر منصفانه و بدبینانه ای را نکرده باشم اجازه دهید یکبار دیگر تأکید ورزم، خواست و مطالبات شما گروه 157 نفری از فعالین سیاسی و مدنی از حاکمیت برای مدارا و تفاهم با جامعه بین المللی بر سر برنامه هسته ای چیزی همانند متن بیانیه هایی است که گاه گداری باند آیت الله حسن روحانی و محمدخاتمی برای گریز حکومت از بحرانی هولناک صادر میکردند و میکنند. چه آنزمانی که هر دوی این ملایان بر سر قدرت بودند و چه این دورانی که نقش  ًمنتقدینیً  به برخی سیاستهای داخلی و خارجی رژیم را دارا میباشند. شکی نیست شما هم بخوبی آگاه هستید در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی و رئیس تیم مذاکره کننده آژانس انرژی اتمی جمهوری اسلامی برهبری حسن روحانی، رژیم اسلامی در همان دوران هم بارها در شرایط خطیر طرح توقف موقت و مشروط غنی سازی اورانیوم را در دستورکار خود قرار داد. امّا چه بخواهید و چه نخواهید، یقین بدانید درخواست از رژیم اسلامی برای کوتاه آمدن در مقابلِ مطالبات جامعه جهانی در واقع نوعی مراوده با رژیم و تأیید غیر مستقیم موجودیت رژیم است. این ًدرایت ً شما تا به آنجا دامن گستر شده است چون پدری دلسوز به رژیم نصیحت  میکنید کهرعایت حقوق بشر، آزادیهای سیاسی و دموکراسی  به مراتب پتانسیل  بیشتری برای تضعیف توامان استبداد و تجاوزگری و لذا جلوگیری از جنگ خواهد داشت. بله! نگرانی شما برای آینده بسیار قابل فهم است. اگر بواقع این رژیم قدری دوراندیش میبود میبایست سرتاپا به این نصایح شما با دید منت گوش فرامیداد و آنرا مو بمو بکار می بست. چرا که پاسخگویی رژیم به مطالبات حقوق بشری و آزادیخواهی که شما مطرح میکنید، یقینا ً موجب خواهد شد در لحظات خطیر و بحرانی مردم در دفاع از موجودیت رژیم به خیابانها بیایند و حمایتهای خود را از جمهوری اسلامی ابراز دارند؛ که لذا منجر به جلوگیری از جنگ و تجاوزگری شود. ولی صد افسوس که میدانیم این حکومت از همان روز نخست نه گوش شنوایی داشت و نه خصلت رعایت حقوق انسانی در ماهیت اش می گنجید. یقینا ً هم خوب میدانید جمهوری اسلامی از شنیع ترین حکومتهای تاریخ بشری است که بی محابا و گستاخانه مردم خودش را قتل و عام میکند و برای ماندن و توجیه همهء جنایات خود در پی سرشکن و منتقل کردن بحران های داخلی خود به سطح جهانی است. امّا تعّجب من بیشتر از این بابت است که چرا شما که مدعیان سیاست و دانش هستید، مدت 32 سالی است برای ًتغییر ً و ًتحول ً سیاسی همچنان با جمهوی اسلامی در مراوده و مماشات هستید و به خواست جامعه ایرانی که گذر از این حاکمیت قرون وسطایی است بی توجه میباشید!؟

منبع:

برای آگاهی بیشتر از متن بیانیه گروه 157 نفری دانشگاهیان، فعالین سیاسی و مدنی به این آدرس انترنتی مراجعه کنید:

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=40755

Label
ما دوباره از «ماه» فریب خواهیم خورد

دنیا & تجارت, سیاست. Wed, 11 Apr 2012 08:30
جهانِ وانفسا و بی اخلاقی است. وجه بارزِ حوزهِ سیاست اش دورویی و خُدعه گری است. دولت ابزارِ حکومتی است، نه وسیله ای برای پاسخگویی به مطالبات مردم، تا بدینوسیله منافع قدرتمداران تأمین و حفظ گردد. شعارِ دفاع از حقوق بشر صرفا ً تزیین ویترینِ دولتمردانی است که در پی جاه و مال به دنیای سیاست کشیده شده اند. در دنیای تحت سیطره دیکتاتورها، مردم فاقد ابزارِ مؤثر برای احقاق حقوق پایمال شده خود میباشند. روشنفکران این جوامع در بندِ منافع تنگِ فرقه ای خود، مقابل یکدیگر و پراکنده، فقط به ماندگار شدن دیکتاتورها در قدرت یاری میرسانند. جهان زورمداران ناچار است در خلاء آلترناتیو مردمی، برای حفظ منافع خود گریزگاهی جهت سازش با یاغیان در قدرت نشسته بیابند. باز تولید این دایره بسته قدرت؛ حکومتهایی برآمده از زد و بندهای مافیای جهانی است که جنگ و ویرانگری، سرکوب و زندان ره آورد معمول آنها است. برای برون رفت از این مدار بیعدالتی راه حلی تصور نمیشود، مگر آنکه روزی روشنفکران و مردم بدین آگاهی دست یابند که همه در یک نظام دمکراتیک مردم سالار، فارغ از هر باورِ سیاسی ی، از منافع یکسانی برخوردارند و جایی برای ماندگارشدن دیکتاتورها در این جهان وجود ندارد.
چرا« انتخاباتِ آزاد» در جمهوری اسلامی امری است ناممکن

دنیا & تجارت, سیاست. Thu, 29 Mar 2012 21:02
نخستین شرط برگزاری هر انتخابات آزاد، آزادیهای سیاسی و مدنی گسترده ای است که میبایست بدون هیچ پیش شرطی از سوی دولت بر پایه یک قانون اساسی دمکراتیک و مدّون شده ای برای همهء گرایشهای سیاسی در جامعه تضمین و فراهم گردد. پیش شرطهای دیگر برای انجام یک انتخابات بواقع آزاد عبارتند از؛ تضمین آزادی فعالیت و تبلغات برای احزاب سیاسی با گرایشهای سیاسی کاملا ً متفاوت، آزادی کامل مطبوعات متعلق به همهء گرایشهای سیاسی و اپوزیسیون، آزادی کاملِ فعالیت و تبلیغات برای همهء نهادها و تشکل های مدنی و صنفی وابسته به هر قشر و گروه اجتماعی، فراهم آوردن امکان تبلیغات آزادانه سیاسی از رسانه های عمومی برای همهء گروه بندیهای سیاسی و تضمین امنیت حقوقی برای مخالفین سیاسی و رسانه های عمومی مستقل که قادر باشند تخلفات انتخابات و حکومتگران را بطور گسترده منعکس و به نقد کشند. در واقع این پیش شرطهای اولیه ای است که هر نظام سیاسی دمکراتیکی میبایست آنها را رعایت کند تا امکان برگزاری یک انتخابات آزاد ممکن گردد. با برشمردن همین شروط جهت برگزاری انتخابات آزاد این پرسش مطرح است که تحقق کدامیک از این اصول در جمهوری اسلامی ممکن است که ابراز میدارید؛ قانون اساسی جمهوری اسلامی به لحاظ حقوقی دارای ظرفیت های سیاسی است که اگر بدرستی و کامل رعایت شوند برگزاری «انتخابات آزاد» در آن دور از ذهن نیست؟
من از آیندهِ ایران سخت بیمناکم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:06
* آیا لحظه ای به این موضوع اندیشیده اید که اگر گزینه تحریم در منصرف کردن جمهوری اسلامی در پیشبرد برنامه های اتمی اش نتیجه بخش نباشد، جامعه بین المللی چه راهکار دیگری برای مقابله و یا حل معضل هسته ای خود با رژیم اسلامی برخواهد گزید؟ * آیا بی تفاوتی ما علیه اقدامات تحریک آمیز جمهوری اسلامی در حوزهِ اتمی، بمعنای تشدید پیش زمینه های بحران جنگی بر علیه ایران نخواهد بود؟ *آیا فکر نمیکنید پیش از سه دهه انزوای سیاسی در سطح جهان و قطع ارتباط با جامعهء جهانی آنهم برای کشوری که حدود 70 درصد شهروندانش جوانان توانمند و کاردان میباشند، تا بامروز آسیب های جدّی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر جامعه ایران تحمیل کرده باشد؟ آیا حفظ این رژیم بهر شکل ممکن اش، خطر وقوع جنگ و یا حمله نظامی به ایران را تشدید نخواهد کرد؟ آیا فکر نمیکنید دیگر زمان برای تغییر حکومتی که 33 سال است ایران را در متحولترین دورانِ و ترقی جوامع بشری به ایستایی، رکود و تحقیر محکوم کرده است فرارسیده باشد؟ آیا من و تو مسئول این تحول و دگرگونی نیستیم که در سکوتی قبرستانی شاهد فروپاشی همهء شکوه و پیشرفت ایران هستیم؟

Latest

نظم جدید جهانی آرایشی نظامی دارد
دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 22 Jan 2012 18:51
بنظر نمیرسد جمهوری اسلامی در این رقابت سیاسی که قدرتهای بزرگ جهانی براه انداخته اند، نفی برد. امّا در این لحظات حساس تاریخی بعنوان شهروندان ایرانی، میبایست یک واقعیت ...

حضور القاعده در ایران، از آغاز تا بامروز
سرگرمی, موزیک. Sun, 22 Jan 2012 18:39
این واقعیتی است تجربه شده که اگر آمریکا و هم پیمانان بین المللی اش در گامِ نخستِ مقابله خود با جمهوری اسلامی به گزینه نظامی متوسل نشوند و در مقابل طرح تحریمهای اقتصادی یک...

پیش از هر چیز تبیین محورهای یک آشتی ملی مهّم است
دنیا & تجارت, جامعه. Sat, 10 Dec 2011 22:19
یقینا ًهر یک از ما برای پیشبرد اهداف سیاسی خود، نیازمندِ به فضای بازِ سیاسی هستیم که اصلِ نخستینِ بنیادِ دمکراسی است. دموکراسی و فلسفه توجیه آن یعنی آزادی بیان و اندیشه ب...

آيا روباه از مرغ بيزار می‌شود
دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Dec 2011 11:04
فشار و تحريم اقتصادی، از سوی جهانداران، برای ولايت فقيه، بيشتر برای خودنمايی است که آن هم چندان کارآيی ندارد. زيرا جلوگيری از فروش کالا، به حکومت اسلامی، بيشتر برای کشوره...

توجیه دفاع از رژیم؛ طرح توهم ًحمله نظامی به ایران
دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 27 Nov 2011 17:12
همینطور که میدانیم به سبب بحرانهای مالی و اقتصادی و رشد بی رویه بیکاری در آمریکا و اروپا، حضور و مداخله پرهزینه نظامی در خاورمیانه به امری ناممکن برای غرب تبدیل شده است....

تفاوت ِ ناسيوناليسم با ميهن پروری
دنیا & تجارت, جامعه. Thu, 24 Nov 2011 23:06
آنان که به يک عقيده يا به يک ايدئولوژی ايمان دارند يا مهر می‌ورزند، آنها به يک پندار بسته شده‌اند و برای گسترش دادن ِ آن پندار می‌کوشند. آرمان آنها از نيازهای مردمان برنخ...
من از آیندهِ ایران سخت بیمناکم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:06
* آیا لحظه ای به این موضوع اندیشیده اید که اگر گزینه تحریم در منصرف کردن جمهوری اسلامی در پیشبرد برنامه های اتمی اش نتیجه بخش نباشد، جامعه بین المللی چه راهکار دیگری برای مقابله و یا حل معضل هسته ای خود با رژیم اسلامی برخواهد گزید؟ * آیا بی تفاوتی ما علیه اقدامات تحریک آمیز جمهوری اسلامی در حوزهِ اتمی، بمعنای تشدید پیش زمینه های بحران جنگی بر علیه ایران نخواهد بود؟ *آیا فکر نمیکنید پیش از سه دهه انزوای سیاسی در سطح جهان و قطع ارتباط با جامعهء جهانی آنهم برای کشوری که حدود 70 درصد شهروندانش جوانان توانمند و کاردان میباشند، تا بامروز آسیب های جدّی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر جامعه ایران تحمیل کرده باشد؟ آیا حفظ این رژیم بهر شکل ممکن اش، خطر وقوع جنگ و یا حمله نظامی به ایران را تشدید نخواهد کرد؟ آیا فکر نمیکنید دیگر زمان برای تغییر حکومتی که 33 سال است ایران را در متحولترین دورانِ و ترقی جوامع بشری به ایستایی، رکود و تحقیر محکوم کرده است فرارسیده باشد؟ آیا من و تو مسئول این تحول و دگرگونی نیستیم که در سکوتی قبرستانی شاهد فروپاشی همهء شکوه و پیشرفت ایران هستیم؟
در امتزاجِ با مدنیت شهرنشینی و تحقق دمُکراسی همه ذینفع هستیم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:01
امّا ما از سویی از هم پاشیده ایم، چرا که مفهموم مدنیت شهری هنوز در بین ما آن معنای واقعی خود را بازنیافته است و برخی در پسِ این کوچه ابهام و سرخوردگی هنوز محور «آشتی» و «همیاری» را «آرمانشهر» ی میپندارند که «آرمانشهر» همگان نیست. به گونه ای در خزانِ تنوع رنگها، گرد کورسوی چراغ نفتی میچرخند، تا با رنگ ماتم، مرگِ مدنیتِ شهرنشینی را به «جشنِ» سیادت بی فروغ خود تبدیل کنند. محوریت جمهوریخواهی و یا فقط مشروطه خواهی حکایتِ همان اندیشه غیر مدنی است که حکم سکوتِ مرگباری را در باغِ زیبای رنگها پیغام آورده است. حکمی که در ستیز با همگرایی، با هم زیستن و باهم دوستی کردن، مدنیت ستُرگ شهر را به چالش فراخوانده است. امّا چه فرحبخش و دلچسب است هوای شهر و آن سنفونی موذونی که همهء را با تفاوت رنگهایشان، به صحنه رقصی دعوت میکند تا پاسی از شب رقص کنان طلوع سپیدهِ صبح را بانتظار بمانند. امّا این همزیستی مسرت بخش خاصه در شهر و در میان مردمانی با مدنیت شهرنشینی رخ خواهد داد که کانون و تولیدگر فکر و فرهنگ مدنی هستند. *مسئله آسیب شناسی شکست اپوزیسیون درهمگرایی با یکدیگر در یک بُعدِ فرهنگی میبایست مورد بررسی قرار گیرد، که چگونه است علیرغم همهء خطرهای جدی در این روزهای سرنوشت ساز که موجودیت ایران و ایرانی را در ورطه نیستی درغلتانده است، هنوز بسیاری ساز ناهمگرایی سرمیدهند و در پی منافع تنگ فرقه خود میباشند؟
«اپوزیسیونِ» پُشتِ درهای بسته

دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 5 Feb 2012 03:29
شاید هم این امرِ بسیار شگفت انگیزی با وجودِ چنین «اپوزیسیونی» نباشد که 33 سال رژیمی بر ایران مُسلط گردد، که با تاراجِ ثروت ملی مردم ایران به قصد ترور و آشوب در خاورمیانه و تثبیت خود در پناه بمب اتم، همچنان بر اریکه قدرت تکیه کند و صلح وثبات سیاسی در جهان را به سُخره بگیرد. رژیمی که در طی 33 سال حاکمیت جابرانه اش، همهء ثروت و خاک ایران را به ارزانی به همدستانِ بین المللی اش ببخشد، امّا همچنان آسوده خاطر، امّا مرگ آفرین، بر چهره تابناک ملتی بزرگ، خیره سرانه لبخند بزند. امّا پرسش این است که چگونه است چنین رژیمی با این همهء ویژگیهای نامردمی اش، همچنان بر مسند قدرت است وبه وجودِ سر تا پا ننگینِ خود نیز «مفتخر»؟ برای من بزرگترین دلیل ماندگار بودنِ جمهوری اسلامی تا بامروز با همهء خصایل ضد بشری اش تنها یک چیز است که این جمهوری مذهبی، اپوزیسیون ندارد.
News
No data was returned.
May 2012
Designed by Swedarts    Powered by MCMS    Universal Digest   1&1 Green Hosting   
© 2012 Universal Digest LLC. All Rights Reserved


free web stats