اگرعلاقه به نوشتن برای روزنامه ما دارید، لطفا با ما تماس بگیرید recruitment@universaldigest.com
پیش از هر چیز تبیین محورهای یک آشتی ملی مهّم است
دنیا & تجارت, جامعه. Sat, 10 Dec 2011 22:19 EDIT 2011-12-13 14:57 Featured


یقینا ًهر یک از ما برای پیشبرد اهداف سیاسی خود، نیازمندِ به فضای بازِ سیاسی هستیم که اصلِ نخستینِ بنیادِ دمکراسی است. دموکراسی و فلسفه توجیه آن یعنی آزادی بیان و اندیشه بدون حد و حصر و یا حوزه عملی آن، انتخابات آزاد بدون حذف هیچ نیروی سیاسی، نیز از جمله اشتراکات سیاسی است که تضمین کننده بقای تنوعات سیاسی و نهادینه شدن بنیادهای دمکراسی مدرن در ایران است. آزادی بیان و اندیشه همراه با باورعمیق مان به نظامِ سیاسی غیر مذهبی و غیر ایدئولوژیک (سکولاریسم )، استوار بر مفادِ منشورجهانی حقوق بشر، منافع سیاسی عمومی همهء گروه بندیهای سیاسی درون اپوزیسیون محسوب میشوند که به ایرانی دمکراتیک و حاکمیتی عرفی باور دارند. این سرفصل های مشترک میتوانند همان محورهای سیاسی آشتی ملی بحساب آیند و یا بعبارتی دیگرهمان منشورِ بهم پیوستگی باشد که در طی این سالها تدوین آن آروزی قلبی همهء ما بوده است. شکی نیست برای رسیدن و تحقق همهء خواستها سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود نیازمند به اندیشیدند و فرصتِ گفتگوی دیگری هستیم، که پذیرش این مفادِ دمکراسی خواهانه بعنوان ویژگیهای بنیاد و محتوی نظامی سیاسی آینده ایران، مقدمه آن محسوب میشوند.

بی گمان بررسی دلایل گسست در جبهه نیروهای اپوزیسیون میبایست از الویت خاصی برخوردار باشد، اگر باورمندیم؛ ً اتحاد همهء احزاب ملی، قومی و کنشگران سیاسی عرفیگرا که پایبند به منشور جهانی حقوق بشر میباشند، با همگامی با جنبش های اجتماعی زنان، جوانان و احزاب چپ و سوسیالیست آن، بخش اعظم ازجنبش سیاسی ایران است که پتانسیل های ایجاد یک آشتی ملی را دارند ً. تحقق یک چنین آروزی دیرینه، بدون کنکاش، تبیین و تدقیقِ محورهای تحقق آشتی ملی نا ممکن است. ولی پیش از آغاز گفتارم پیرامون مختصاتِ محورهای طرح آشتی ملی، اجازه بدهید در همینجا با صراحت کلام از گسترهِ سیاسی دیگری در جبهه اپوزیسیون نام ببرم که اغلب چه در کلام و چه در رفتار، تظاهری دمکراسیخواهانه در ستیزخواهی با نظام سرکوبگر مذهبی حاکم بر کشورمان داشته است. میخواهم از طیف سیاسی ناهمگنی نام ببرم که نماد و سمبل سیاسی آن کررا ًچه در نوشتار و چه در گفتار، وفاداری عمیق خود به اصول انکار ناپذیر دمکراسی مدرن و یک نظام سیاسی عرفیگرا که مبتنی بر مفادِ منشورجهانی حقوق بشر است، اعلام داشته است و برگهایی از صحفات تاریخ اندیشه خود را در این خصوص بعنوان اسناد تاریخی در معرضه داوری افکار عمومی قرار داده است. تردید نمی بایست کرد طرفداران نظام پادشاهی پارلمانی علیرغم همهء سستی ها خود در سامان بخشیدن به نظم تشکیلاتی منسجم و گاه ناهوشیاری از بزنگاههای تاریخی، از اعضای کلوبِ جبهه آزادیخواهانی میباشند که مصمم هستند در کنار سایر نیروهای راستینِ ضد ولایت فقیه، بنیاد این حاکمیت مذهبی غیر دمکراتیک را به زیر کشند و همانند همهء نیروهای ترقیخواه و تحول طلب به نقشِ مثبت تاریخی خود جامعه عمل بپوشانند. پس جبهه نیروهای اپوزیسیون از تنوعِ رنگهای بیشتری برخوردار است و زمان دیگر فرا رسیده است تا با شجاعت و صراحت کلام نیز به بازشناسی و معرفی همهء قسمهای این رنگین کمان اشاره بریم و تأکید ورزیم. علیرغم پذیرشِ این تناوب سیاسی در خانواده اپوزیسیون، میدانیم بهم پیوستگی همهء در زیرِسقفِ یک نهاد اپوزیسیونال دمکراتیک و قدرتمند با دشواری ها ی سخت روبرو است، ولی با وجود همهء دشواریها این بدین معنا نیست که امر ایجاد یک آشتی ملی ناممکن است. از سویی دیگر میدانیم طی تجربه 33 سال مبارزه علیه رژیم اسلامی و فراز و نشیب های جنبش آزادیخواهانه اپوزیسیون و مردم، اتحاد تشکیلاتی گروه بندیهای درون اپوزیسیون با ناکامی نسبی روبرو بوده است، ولی روابط و ارتباطات دوستی و محفلی و یا گهگاهی همکاریهای کوتاه مدّتِ مقطعی بر سر رخدادهای سیاسی و یا اجتماعی معین میتوانند تقویت کننده راه رسیدن به یک همبستگی ملی گسترده تر باشند. بهررو از هر امکان و فرصتی میبایست در راستای تحقق یک آشتی ملی سود جست، حتی اگر این امکان و فرصت؛ دوستی ها و مجادلات ساده سیاسی باشند. در همین رابطه خود را از زمره هواداران جنبش فلسفی   ًانترآکشنیسم ً میدانم که معتقدند از طریق گفتمانهای چند جانبه قادر به نزدیکی بیشتر و کشف پدیده های اجتماعی هستیم که تاکنون برای بشریت ناشناخته مانده اند. تنها ابزار رسیدن بدین اهدافزبان است که وسیله ای مؤثر برای ارتباط، گفتگو و تبادل فکرمحسوب میشود.      

بی گمان شرط نخستِ تحقق و تداوم یک آشتی ملی در این تناوب رنگها و اندیشه ها، پیش از هرچیز ایجاد فضای اعتمادسازی و زدودنِ همهء سوء تفاهمات  است که در طی همهء این سالها عامل نفاق و چند دستگی در بین ما بوده. این امر طبیعی است که هر یک از ما با دیدگاهها سیاسی متفاوت، ساختار سیاسی آینده ایران را بگونه ایکه باور داریم ترسیم کنیم. ولی این تفاوتها بدین معنا نیست همهء امروز و در فردای آزادی ایران از منافع سیاسی مشترکی برخوردار نمی باشیم. ایرانی مستقل، قدرتمند و دمکراتیک آن نخستین فصل مشترک آشتی ملی همهء گروه بندیهای مترقی و دمکراسیخواهی است که امروز هویت و ماندگاری خود در صحنه سیاست را مدیون موجودیت سرزمینِ بزرگی بنام ایران میدانند. بدون موجودیت ایران، اساساً ً فلسفه وجودی هر یک از ما چه بعنوان حزب کمونیست ایران و چه بعنوان جمهوریخواهان و یا پادشاهی خواهان، معنای ندارد. از این رو در همین گام نخست برای همدلی و نزدیکی بیشتر، میبایست به صراحت و روشنی پایبندی خود به استقلال و تمامیت ارضی سرزمینی به وسعت جغرافیای کنونی ایران را اعلام داریم، تا آن هویت و تعلق سیاسی مان ایرانشمول و از سوی مردم پذیرفتنی گردد. آنهم از سوی مردمی که به سرزمین تاریخی خود عشق میورزند و برای حفظ موجودیت اش از دل و جان مایع میگذارند.  بپذیریم علیرغم همهء اختلاف نظرهای سیاسی خود دربارهِ فرم و محتوی نظام آیندهِ سیاسی ایران، هر یک از ما شهروند ایرانی هستیم که میبایست برای ابراز موجودیت خود با دل و جان از مرز و بوم این سرزمین که نماد و معرف فلسفه وجودی ما میباشد، پاسداری کنیم. اگر قرار است حزب مشروطه پادشاهی باشیم، میبایست حزب مشروطه پادشاهی ایران باشیم و یا اگر بنا است حزب کمونیست باشیم بی تردید میبایست حزب کمونیست سراسری ایران باشیم و اگر اتحاد جمهوریخواهانیم میبایست حزب جمهوری سرتاسر ایران باشیم. ایران آن کشوری است که امروز هر یک از ما با تعلق به همهء ذرات وجودش، هویت سیاسی خود را باز یافته ایم و برای سربلندی و سرفرازی مردمان اش در تلاشی بی فقه هستیم. تردیدی ندارم اگر امروز همهء با هر هویت و باورمندی سیاسی در صحنه پیکار علیه هیولای جمهوری اسلامی ایستاده اند، تنها و تنها بواسطه  باورمندی و عشق عمیق شان به این سرزمین و مردمان این سرزمین است که تناوب همزیستی فرهنگها، عادتها، زبانها و مذاهب به قدمت هزاران سال جلوه ای از شکوه مدنیت به این کشور داده است که جهان هرگز آن را تجربه نکرده است. بیاید عشق به این سرزمین و به همهء مرز وبومش را با صراحت کلام بیان کنیم تا غبار بدبینی نسبت به یکدیگر را از چهره ها بزداییم و آنگاه زمان و فرصتی پدید خواهد آمد تا در فضایی آکنده از اعتماد، طرح ساختن ایرانی آزاد و مدرن تدوین و تبیین گردد.

همانگونه که اشاره کردم در حوزه سیاست هرگز یکسان نمی اندیشیم و هرگز آروزی یکسانی برای ساختار سیاسی آینده ایران نداریم. یقینا ًهر یک از ما برای پیشبرد اهداف سیاسی خود، نیازمند به فضای بازِ سیاسی هستیم که اصلِ نخستینِ بنیادِ دمکراسی است. دموکراسی و فلسفه توجیه آن یعنی آزادی بیان و اندیشه بدون حد و حصر و یا حوزه عملی آن، انتخابات آزاد بدون حذف هیچ نیروی سیاسی، نیز از جمله اشتراکات سیاسی است که تضمین کننده بقای تنوعات سیاسی و نهادینه شدن بنیادهای دمکراسی مدرن در ایران است. آزادی بیان و اندیشه همراه با باورعمیق مان به نظامِ سیاسی غیر مذهبی و غیر ایدئولوژیک (سکولاریسم )، استوار بر مفاد منشورجهانی حقوق بشر، منافع سیاسی عمومی همهء گروه بندیهای سیاسی درون اپوزیسیون محسوب میشوند که به ایرانی دمکراتیک و حاکمیتی عرفی باور دارند. این سرفصل های مشترک میتوانند همان محورهای سیاسی آشتی ملی بحساب آیند و یا بعبارتی دیگرهمان منشورِ بهم پیوستگی باشد که در طی این سالها تدوین آن آروزی قلبی همهء ما بوده است. شکی نیست برای رسیدن و تحقق همهء خواستها سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود نیازمند به اندیشیدند و فرصتِ گفتگوی دیگری هستیم، که پذیرش این مفادِ دمکراسی خواهانه بعنوان ویژگیهای بنیاد و محتوی نظامی سیاسی آینده ایران، مقدمه آن محسوب میشوند.

مفاد منشور جهانی حقوق بشر تضمین کننده منافع و مطالباتِ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همه گروه بندیهای اجتماعی میباشد که در تعلقات قومی، فرهنگی، جنسی و مذهبی همیشه متفاوت از یکدیگر بوده اند. بی شک با پذیرش این اصولِ جهانشمول چون اصل بنیادی قانون اساسی آینده ایران، میبایست همهء دلشورهای جوامع شهروندی ایران که معتقدند در طی قرنها متمادی بواسطه تعلقات فرهنگی، قومی، مذهبی و جنسی متفاوت، محروم از حقوق اولیه خود شده اند، از میان برود. بر پایه مفاد منشور جهانی حقوق بشر بعنوان بُن مایه قانون اساسی آینده ایران، همهء آحاد انسان و همهء گروه ها و متعاقب آن همهء طبقات اجتماعی با همهء تفاوتهای قومی، فرهنگی، زبانی، جنسی و مذهبی، در برابر قانون از حقوق یکسانی برخوردار میشوند. منشور جهانی حقوق بشر در واقع بنیادهای شکل گیری و تبیین قوانینی را پی میرزد که تضمین کننده حقوق برابر همهء در برابر قانون و حکومت میباشد.  

از این رو دمکراسی، سکولاریسم، منشورجهانی حقوق بشر و شعارِ انتخابات آزادِ بدون حذف هیچ نیروی سیاسی، محورها و پیشه زمینه های مادی تحقق آشتی ملی بحساب میایند که دست یازیدن به آن امرِغیرممکنی نیست. نماد ظاهری حکومت هر آنچه که باشد موضوعی است ثانوی و تابعی است از محتوا که آرای مردم در رفراندومی آزاد و دمکراتیک معیارِ انتخاب و گزینش آن است. در هر ساختار سیاسی گاه تقابل دولت و سمبل های نمادین حکومت امرِ عادی و غیر قابل انکاری است. امّا در یک دمکراسی قانونمند نماد حکومت در هرجایگاهی مطیعِ فرامین و مصوبات نهادهای اجرایی و قانونگذار در کشور است. به همین سبب تلاش ورزیم مؤلفه های محتوی حکومت، نه نماد سمبلیک حکومت را، معیارهای اصلی هم پیمانی قرار دهیم که تا بامروز با طرح مباحثی غیرضروری و فرعی از رسیدن به این هدفِ بزرگ باز مانده ایم. 

 

کوروش اعتمادی

استهکلم 9 دسامبر 2011

دمکراسی http://www.universaldigest.com/media/uploads/20111210_22165119_koroushetemadi_democracy.jpg
Label
ما دوباره از «ماه» فریب خواهیم خورد

دنیا & تجارت, سیاست. Wed, 11 Apr 2012 08:30
جهانِ وانفسا و بی اخلاقی است. وجه بارزِ حوزهِ سیاست اش دورویی و خُدعه گری است. دولت ابزارِ حکومتی است، نه وسیله ای برای پاسخگویی به مطالبات مردم، تا بدینوسیله منافع قدرتمداران تأمین و حفظ گردد. شعارِ دفاع از حقوق بشر صرفا ً تزیین ویترینِ دولتمردانی است که در پی جاه و مال به دنیای سیاست کشیده شده اند. در دنیای تحت سیطره دیکتاتورها، مردم فاقد ابزارِ مؤثر برای احقاق حقوق پایمال شده خود میباشند. روشنفکران این جوامع در بندِ منافع تنگِ فرقه ای خود، مقابل یکدیگر و پراکنده، فقط به ماندگار شدن دیکتاتورها در قدرت یاری میرسانند. جهان زورمداران ناچار است در خلاء آلترناتیو مردمی، برای حفظ منافع خود گریزگاهی جهت سازش با یاغیان در قدرت نشسته بیابند. باز تولید این دایره بسته قدرت؛ حکومتهایی برآمده از زد و بندهای مافیای جهانی است که جنگ و ویرانگری، سرکوب و زندان ره آورد معمول آنها است. برای برون رفت از این مدار بیعدالتی راه حلی تصور نمیشود، مگر آنکه روزی روشنفکران و مردم بدین آگاهی دست یابند که همه در یک نظام دمکراتیک مردم سالار، فارغ از هر باورِ سیاسی ی، از منافع یکسانی برخوردارند و جایی برای ماندگارشدن دیکتاتورها در این جهان وجود ندارد.
چرا« انتخاباتِ آزاد» در جمهوری اسلامی امری است ناممکن

دنیا & تجارت, سیاست. Thu, 29 Mar 2012 21:02
نخستین شرط برگزاری هر انتخابات آزاد، آزادیهای سیاسی و مدنی گسترده ای است که میبایست بدون هیچ پیش شرطی از سوی دولت بر پایه یک قانون اساسی دمکراتیک و مدّون شده ای برای همهء گرایشهای سیاسی در جامعه تضمین و فراهم گردد. پیش شرطهای دیگر برای انجام یک انتخابات بواقع آزاد عبارتند از؛ تضمین آزادی فعالیت و تبلغات برای احزاب سیاسی با گرایشهای سیاسی کاملا ً متفاوت، آزادی کامل مطبوعات متعلق به همهء گرایشهای سیاسی و اپوزیسیون، آزادی کاملِ فعالیت و تبلیغات برای همهء نهادها و تشکل های مدنی و صنفی وابسته به هر قشر و گروه اجتماعی، فراهم آوردن امکان تبلیغات آزادانه سیاسی از رسانه های عمومی برای همهء گروه بندیهای سیاسی و تضمین امنیت حقوقی برای مخالفین سیاسی و رسانه های عمومی مستقل که قادر باشند تخلفات انتخابات و حکومتگران را بطور گسترده منعکس و به نقد کشند. در واقع این پیش شرطهای اولیه ای است که هر نظام سیاسی دمکراتیکی میبایست آنها را رعایت کند تا امکان برگزاری یک انتخابات آزاد ممکن گردد. با برشمردن همین شروط جهت برگزاری انتخابات آزاد این پرسش مطرح است که تحقق کدامیک از این اصول در جمهوری اسلامی ممکن است که ابراز میدارید؛ قانون اساسی جمهوری اسلامی به لحاظ حقوقی دارای ظرفیت های سیاسی است که اگر بدرستی و کامل رعایت شوند برگزاری «انتخابات آزاد» در آن دور از ذهن نیست؟
من از آیندهِ ایران سخت بیمناکم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:06
* آیا لحظه ای به این موضوع اندیشیده اید که اگر گزینه تحریم در منصرف کردن جمهوری اسلامی در پیشبرد برنامه های اتمی اش نتیجه بخش نباشد، جامعه بین المللی چه راهکار دیگری برای مقابله و یا حل معضل هسته ای خود با رژیم اسلامی برخواهد گزید؟ * آیا بی تفاوتی ما علیه اقدامات تحریک آمیز جمهوری اسلامی در حوزهِ اتمی، بمعنای تشدید پیش زمینه های بحران جنگی بر علیه ایران نخواهد بود؟ *آیا فکر نمیکنید پیش از سه دهه انزوای سیاسی در سطح جهان و قطع ارتباط با جامعهء جهانی آنهم برای کشوری که حدود 70 درصد شهروندانش جوانان توانمند و کاردان میباشند، تا بامروز آسیب های جدّی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر جامعه ایران تحمیل کرده باشد؟ آیا حفظ این رژیم بهر شکل ممکن اش، خطر وقوع جنگ و یا حمله نظامی به ایران را تشدید نخواهد کرد؟ آیا فکر نمیکنید دیگر زمان برای تغییر حکومتی که 33 سال است ایران را در متحولترین دورانِ و ترقی جوامع بشری به ایستایی، رکود و تحقیر محکوم کرده است فرارسیده باشد؟ آیا من و تو مسئول این تحول و دگرگونی نیستیم که در سکوتی قبرستانی شاهد فروپاشی همهء شکوه و پیشرفت ایران هستیم؟

Latest

نظم جدید جهانی آرایشی نظامی دارد
دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 22 Jan 2012 18:51
بنظر نمیرسد جمهوری اسلامی در این رقابت سیاسی که قدرتهای بزرگ جهانی براه انداخته اند، نفی برد. امّا در این لحظات حساس تاریخی بعنوان شهروندان ایرانی، میبایست یک واقعیت ...

حضور القاعده در ایران، از آغاز تا بامروز
سرگرمی, موزیک. Sun, 22 Jan 2012 18:39
این واقعیتی است تجربه شده که اگر آمریکا و هم پیمانان بین المللی اش در گامِ نخستِ مقابله خود با جمهوری اسلامی به گزینه نظامی متوسل نشوند و در مقابل طرح تحریمهای اقتصادی یک...

پیش از هر چیز تبیین محورهای یک آشتی ملی مهّم است
دنیا & تجارت, جامعه. Sat, 10 Dec 2011 22:19
یقینا ًهر یک از ما برای پیشبرد اهداف سیاسی خود، نیازمندِ به فضای بازِ سیاسی هستیم که اصلِ نخستینِ بنیادِ دمکراسی است. دموکراسی و فلسفه توجیه آن یعنی آزادی بیان و اندیشه ب...

آيا روباه از مرغ بيزار می‌شود
دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Dec 2011 11:04
فشار و تحريم اقتصادی، از سوی جهانداران، برای ولايت فقيه، بيشتر برای خودنمايی است که آن هم چندان کارآيی ندارد. زيرا جلوگيری از فروش کالا، به حکومت اسلامی، بيشتر برای کشوره...

توجیه دفاع از رژیم؛ طرح توهم ًحمله نظامی به ایران
دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 27 Nov 2011 17:12
همینطور که میدانیم به سبب بحرانهای مالی و اقتصادی و رشد بی رویه بیکاری در آمریکا و اروپا، حضور و مداخله پرهزینه نظامی در خاورمیانه به امری ناممکن برای غرب تبدیل شده است....

تفاوت ِ ناسيوناليسم با ميهن پروری
دنیا & تجارت, جامعه. Thu, 24 Nov 2011 23:06
آنان که به يک عقيده يا به يک ايدئولوژی ايمان دارند يا مهر می‌ورزند، آنها به يک پندار بسته شده‌اند و برای گسترش دادن ِ آن پندار می‌کوشند. آرمان آنها از نيازهای مردمان برنخ...
من از آیندهِ ایران سخت بیمناکم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:06
* آیا لحظه ای به این موضوع اندیشیده اید که اگر گزینه تحریم در منصرف کردن جمهوری اسلامی در پیشبرد برنامه های اتمی اش نتیجه بخش نباشد، جامعه بین المللی چه راهکار دیگری برای مقابله و یا حل معضل هسته ای خود با رژیم اسلامی برخواهد گزید؟ * آیا بی تفاوتی ما علیه اقدامات تحریک آمیز جمهوری اسلامی در حوزهِ اتمی، بمعنای تشدید پیش زمینه های بحران جنگی بر علیه ایران نخواهد بود؟ *آیا فکر نمیکنید پیش از سه دهه انزوای سیاسی در سطح جهان و قطع ارتباط با جامعهء جهانی آنهم برای کشوری که حدود 70 درصد شهروندانش جوانان توانمند و کاردان میباشند، تا بامروز آسیب های جدّی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر جامعه ایران تحمیل کرده باشد؟ آیا حفظ این رژیم بهر شکل ممکن اش، خطر وقوع جنگ و یا حمله نظامی به ایران را تشدید نخواهد کرد؟ آیا فکر نمیکنید دیگر زمان برای تغییر حکومتی که 33 سال است ایران را در متحولترین دورانِ و ترقی جوامع بشری به ایستایی، رکود و تحقیر محکوم کرده است فرارسیده باشد؟ آیا من و تو مسئول این تحول و دگرگونی نیستیم که در سکوتی قبرستانی شاهد فروپاشی همهء شکوه و پیشرفت ایران هستیم؟
در امتزاجِ با مدنیت شهرنشینی و تحقق دمُکراسی همه ذینفع هستیم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:01
امّا ما از سویی از هم پاشیده ایم، چرا که مفهموم مدنیت شهری هنوز در بین ما آن معنای واقعی خود را بازنیافته است و برخی در پسِ این کوچه ابهام و سرخوردگی هنوز محور «آشتی» و «همیاری» را «آرمانشهر» ی میپندارند که «آرمانشهر» همگان نیست. به گونه ای در خزانِ تنوع رنگها، گرد کورسوی چراغ نفتی میچرخند، تا با رنگ ماتم، مرگِ مدنیتِ شهرنشینی را به «جشنِ» سیادت بی فروغ خود تبدیل کنند. محوریت جمهوریخواهی و یا فقط مشروطه خواهی حکایتِ همان اندیشه غیر مدنی است که حکم سکوتِ مرگباری را در باغِ زیبای رنگها پیغام آورده است. حکمی که در ستیز با همگرایی، با هم زیستن و باهم دوستی کردن، مدنیت ستُرگ شهر را به چالش فراخوانده است. امّا چه فرحبخش و دلچسب است هوای شهر و آن سنفونی موذونی که همهء را با تفاوت رنگهایشان، به صحنه رقصی دعوت میکند تا پاسی از شب رقص کنان طلوع سپیدهِ صبح را بانتظار بمانند. امّا این همزیستی مسرت بخش خاصه در شهر و در میان مردمانی با مدنیت شهرنشینی رخ خواهد داد که کانون و تولیدگر فکر و فرهنگ مدنی هستند. *مسئله آسیب شناسی شکست اپوزیسیون درهمگرایی با یکدیگر در یک بُعدِ فرهنگی میبایست مورد بررسی قرار گیرد، که چگونه است علیرغم همهء خطرهای جدی در این روزهای سرنوشت ساز که موجودیت ایران و ایرانی را در ورطه نیستی درغلتانده است، هنوز بسیاری ساز ناهمگرایی سرمیدهند و در پی منافع تنگ فرقه خود میباشند؟
«اپوزیسیونِ» پُشتِ درهای بسته

دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 5 Feb 2012 03:29
شاید هم این امرِ بسیار شگفت انگیزی با وجودِ چنین «اپوزیسیونی» نباشد که 33 سال رژیمی بر ایران مُسلط گردد، که با تاراجِ ثروت ملی مردم ایران به قصد ترور و آشوب در خاورمیانه و تثبیت خود در پناه بمب اتم، همچنان بر اریکه قدرت تکیه کند و صلح وثبات سیاسی در جهان را به سُخره بگیرد. رژیمی که در طی 33 سال حاکمیت جابرانه اش، همهء ثروت و خاک ایران را به ارزانی به همدستانِ بین المللی اش ببخشد، امّا همچنان آسوده خاطر، امّا مرگ آفرین، بر چهره تابناک ملتی بزرگ، خیره سرانه لبخند بزند. امّا پرسش این است که چگونه است چنین رژیمی با این همهء ویژگیهای نامردمی اش، همچنان بر مسند قدرت است وبه وجودِ سر تا پا ننگینِ خود نیز «مفتخر»؟ برای من بزرگترین دلیل ماندگار بودنِ جمهوری اسلامی تا بامروز با همهء خصایل ضد بشری اش تنها یک چیز است که این جمهوری مذهبی، اپوزیسیون ندارد.
News
No data was returned.
May 2012
Designed by Swedarts    Powered by MCMS    Universal Digest   1&1 Green Hosting   
© 2012 Universal Digest LLC. All Rights Reserved


free web stats