اگرعلاقه به نوشتن برای روزنامه ما دارید، لطفا با ما تماس بگیرید recruitment@universaldigest.com
حضور القاعده در ایران، از آغاز تا بامروز
سرگرمی, موزیک. Sun, 22 Jan 2012 18:39 EDIT 2012-01-22 18:42 Featured


این واقعیتی است تجربه شده که اگر آمریکا و هم پیمانان بین المللی اش در گامِ نخستِ مقابله خود با جمهوری اسلامی به گزینه نظامی متوسل نشوند و در مقابل طرح تحریمهای اقتصادی یکپارچه ای را علیه جمهوری اسلامی به اجراء بگذارند، این اقدام تنبهی جمعی به معنای مقدمه جدی ترشدن بحران است که هیچ راه حلی منطقی و بدون نزاع رو در رو را نمیشود برایش متصورشد. به همانگونه که وقتیکه آمریکا و هم پیمانانش متوجه شدند راهی برای توافق با رژیم صدام حسین باقی نمانده، ابتداء به تنبیهات اقتصادی روی آوردند که در واقع تحریم اقتصادی مقدمه ای شد برای اجرای گزینه نظامی و اشغال خاک عراق در سال 2003. پس اعمال تحریمهای یکپارچه اقتصادی غرب علیه جمهوری اسلامی به معنای عدم توافق تهران با جامعه بین المللی است که نهایتا ً گزینه نظامی آخرین و بدترین شکل ممکن برای خروج از بحرانی است که غرب در رابطه با تولید سلاحهای کشتار جمعی با جمهوری اسلامی دارد. از سویی دیگر آگاهیم که جمهوری اسلامی تجربه حکومتهای هم مسلک خود در خاورمیانه را در پسِ ذهن دارد و مشاهده کرده است که قذافی علیرغم پذیرش تمام خواستهای غرب در کنار گذاشتن و تسلیم همهء پروژه های تولید سلاح های کشتار جمعی به چه سرنوشت دردناکی مواجه شد. از همین رو است که سران جمهوری اسلامی کاملا ً واقف هستند حتی به کنارگذاشتن همهء برنامه های هسته ای پنهان خود بمعنای خلاصی از فشارهای دول غربی نیست. از همین رو تا آنجائیکه ممکن است میبایست در مقابل همهء فشارها ی جامعه بین المللی مقاومت کند تا بگونه ای موجودیت خود در صحنه سیاسی منطقه و جهان را حفظ کند. امّا آنچه که میشود در رابطه با سرنوشت حکومتهای یاغی در منطقه تصور کرد و پیش بینی کرد، فروپاشی و سقوط ذلت بار آنها است که توان تطابق خود با نُرمهای امروز جامعه جهانی را ندارند. و بدون شک این وضعیت نابهنجار بار مسئولیت روشنفکران و فعالین سیاسی این جوامع را صد چندان میکند با این پیش مقدمه که همه بطور جدی میبایست در اندیشه تدبیر عاجلی باشند تا خلاء سیاسی پس از فروپاشی رژیم های توتالیتر در منطقه را با آلترناتیو مدرن و دمکراتیک جبران کنند.

رأی دادگاه فدرال نیویورک  منهتن در پایانه سالِ ( 22 دسامبر) 2011، مبنی برهمکاریهای نزدیک جمهوری اسلامی با شبکه القاعده و بنوعی دخالت جمهوری اسلامی در واقعهء فاجعه بار 11 سپتامبر، حکایت از ابعادِ بحرانِ گستردهِ سیاسی میکند که فرجام اش جنگ و تهدیدِ موجودیت ایران و یا بگونه ای دیگر تشدید تنبیهات اقتصادی علیه رژیمی که الویت اش سُلطه گری مذهب بر جهان است که اساساً ً سرنوشت مردم و استقلال کشور برایش امری بی اهمیت قلمداد میشود. یقینا ً در این وادی بحران گستری شاهدِ رشد افکارعمومی خواهیم بود که ساده انگارانه ایران را مترادف با جمهوری اسلامی دانسته ونظام اسلامی حاکم بر ایران را واقعیتی خطرناک برای امنیت و صلح جهانی برشمرده. تأیید ضمنی رأی دادگاه فدرال نیویورک از سوی برخی دستگاههای سیاسی و امنیتی دولتِ آمریکا در رابطه با گسترهِ همکاریهای جمهوری اسلامی با گروه القاعده، بیانگر تنظیمِ و تکمیل پروسه حقوقی پروندهِ تروریسم دولتی جمهوری اسلامی است که بسرعت ابعاد جهانی بخود خواهد گرفت.

پس از رأی دادگاه فدرال نیویورک و افشای جزئیاتِ ارتباط و همیاری جمهوری اسلامی با شبکه القاعده، وزارت امور خارجه آمریکا نیز برای دستگیری یکی از رهبران تشکیلات القاعده که از سال 2005 در ایران ساکن میباشد، پاداش نقدی را معین کرده است. در همین رابطه  ًرابرت هرتینگ ً که یکی از کارشناسان برجسته امنیتی وزرات امورخارجه آمریکا در واشنگتن میباشد ضمن تأیید خبر، اعلام میدارد دولت آمریکا برای دستگیری ًعزالدین عبدالعزیزی خلیلی ً عضو برجسته در رهبری القاعده، 10 میلیون دلار جایزه نقدی تعیین کرده است.  نام واقعی این رهبر برگمارده از سوی بن لادن در ایران،  ًیاسین السوریً  است که سوری الاصل است و تحت عنوان نام جعلی  ًعزالدین عبدالعزیز خلیلی ً از درون خاک ایران  بخشا ً بخشهایی از تشکیلات القاعده در پاکستان را هدایت میکند. ًعزالدین عبدالعزیز خلیلی ً وظیفه دارد با جمع آوری کمک های مالی از سراسر جهان، نیازهای مالی گروه القاعده در پاکستان وافغانستان را تأمین کند. و از دیگر وظایف  ًیاسین السوریً و یا  ًعزالدین عبدالعزیز خلیلی ً، همکاری با مقامات امنیتی جمهوری اسلامی در رابطه با دستگیر شدگان گروه القاعده در ایران میباشد که پس از توافقات پشت پرده با تهران، افراد دستگیر شده آزاد شده و مجددا ً برای تقویت شبکه القاعده و اجرای عملیات نظامی به پاکستان و افغانستان اعزام میشوند. بدنبال تأیید حضور ًعبدالعزیز خلیلی ً  در ایران، وزارت خزانه داری آمریکا نیز تأکید دارد؛ علاوه بر ٌعبدالعزیز خلیلی ً، یکی دیگر از فرماندهان برجسته گروه القاعده در ایران بسر میبرد  که از سال 2010 بنا به فرمان بن لادن عازم ایران میشود تا بخشی از فعالیتهای شبکه القاعده را از درونِ خاک ایران رهبری کند. نام این فرمانده نظامی گروه القاعده ًعطیه الرحمن ً است که  بنا به ادعای مقامات سیاسی آمریکا او هم اکنون در ایران بسر میبرد.

بدنبال انتشار این دو گزارش تکان دهنده از حضور دو رهبر برجسته گروه القاعده در ایران، نتیجه میگیریم که پروندهِ تروریسم دولتی جمهوری اسلامی و نیز همکاریهای تنگاتنگ تهران با گروه القاعده بطور جدی تر از گذشته در سالِ میلادی جدید مورد بازبینی قرار گیرد. و از این رو بنظر میرسد پس از پایان ایام تعطیلات سال میلادی جدید، ایران یکبار دیگر در تیر رس افکار عمومی جهان و سران دول غربی بعنوان پایگاهی امن و مهّم برای فعالیتهای گروه القاعده موردِ توّجه باشد. منتهی با این استنادات مقدماتی؛ همیاری نزدیک جمهوری اسلامی با بزرگترین و مخوف ترین سازمان تروریستی تاریخ بشر که تا بامروز موجب قتل و نابودی هزاران انسان بیگناه در سراسر جهان شده است. حتی پیش از اینهم اطلاع یافته ایم که یکی از دادگاههای ایالتی واشنگتن رأی را صادر کرده است مبنی بر نقشِ محوری جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان در امر آموزش تروریست های گروه القاعده که در سال 1998 سفارتخانه های آمریکا در کنیا و تانزانیا را با انفجارهای مهیب منهدم کردند. این دادگاه مدعی است در آن سالها گروه القاعده فاقد امکانات نظامی و آموزشی لازم بوده که بتواند افرادی را به لحاظ نظامی در سطحی آموزش بدهد که قادر باشند با اجرای طرح چنین انفجارهای عظیم، دو سفارتخانه آمریکا در تانزانیا و کنیا را نابود سازند. این دادگاه بر اساس اسناد بدست آمده مدعی است، تروریست های گروه القاعده که  انفجارهای سفارتخانه های آمریکا در کنیا و تانزانیا را در سال 1998 موجب شدند، در اردوگاههای نظامی در ایران و جنوب لبنان تحت نظارت سپاه پاسداران و و مسئولین نظامی گروه حزب الله لبنان آموزشهای لازم جهت تخریب اماکن را فرا گرفتند.

همچنین در همین روزهای اخیر باز مطلع میشویم، رادیو آلمان به نقل از وکلای بازماندگان واقعه 11 سپتامبر در دادگاه نیویورک اعلام میدارد که علی خامنه ای، ًرهبرً جمهوری اسلامی، از حمله به برج های دوقلو مرکز تجاری نیویورک پیش از وقوع حادثه اطلاع داشته و همچنین گفته میشود عاملین این فاجعه انسانی از خاک ایران عبور کرده تا به اردوگاههای آموزشی به خاک افغانستان منتقل شوند. رادیو آلمان به نقل از دادگاه نیویورک اعلام میدارد؛ دولت جمهوری اسلامی به عمد مهر ورود به ایران را  در پاسپورت ترور یست های گروه القاعده وارد نمیکند که بعدها عاملین انفجارهای برج های دوقلو مرکز تجاری نیویورک در هنگام ورودشان به خاک آمریکا موردِ سوء ظن واقع نشوند. گفته میشود بخشی از اسنادی که در رابطه با این اقدام تروریستی تنظیم شده است، نتیجه بررسیهای کمیسیون ویژه ای است  که وظیفه بررسی تحقیق در مورد این حادثه را دارد و بخشی دیگر اطلاعاتی است که دو مقام امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی که به غرب پناهنده شدند در اختیار دستگاههای امنیتی و قضایی آمریکا قرار داده اند. بنا به گزارش شبکه اول تلویزیون آلمان و بر پایه اسنادی که قاضی پرونده ً جورج دانیل ً ارائه میدهد؛ علی خامنه ای ًرهبرً جمهوری اسلامی در 14 ماه مه 2001 از جریان عملیات تروریستی گروه القاعده علیه برج های تجاری نیویورک مطلع میشود و به همین منظور به دستگاههای امنیتی کشور دستور میدهد روابط خود با گروه القاعده و حزب الله لبنان را محدود سازند.  

با وزین شدنِ حجم پرونده تروریستی جمهوری اسلامی در عرصهء بین المللی و همزمان با انتشار گزارش تأیید آمیز سازمان بین المللی انرژی اتمی در خصوص فعالیتهای هسته ای رژیم که ابعادی نظامی در جهت تولید سلاحهای کشتار جمعی دارد، بتدریج شاهد تدوین سنایوری هستیم که دول بزرگ غرب بهمراه شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال 2003 برای پایان بخشیدن به تهدیدهای بین المللی رژیم صدام حسین تنظیم کردند. شکی نیست در آینده نزدیک جامعه بین المللی در مقابل همهء سیاستهای تهدید آمیز جمهوری اسلامی واکنش قاطعی را از خود نشان خواهد داد. یقینا ً تشابه کیفر خواست سیاست های ترور و تخریب جمهوری اسلامی با پرونده سیاسی رژیم صدام حسین در سال 2003 بدین معنا نیست که آمریکا و هم پیمانان بین المللی اش برای مهار تهدیدهای بین المللی جمهوری اسلامی متوسل به راهکاری شوند که در برخورد با رژیم صدام حسین برگزیدند. تکمیل و تنظیم همهء پرونده های تهدید آمیز جمهوری اسلامی میتوانند صرفا ً مقدمه فشارِ سیاسی باشد که جمهوری اسلامی را وادارد به برنامه های نظامیگیری هسته ای خود پایان بخشد و دست از مداخله در امورِ داخلی کشورهای منطقه بردارد. و ممکن است در واقع این ابزار فشار نیز مؤثر واقع شود و جمهوری اسلامی به همهء برنامه های پنهان هسته ای خود که بعُد نظامیگیری دارد پایان ببخشد. ولی همانگونه که اطلاع داریم، قذافی  هم سالها پیش از سقوط اش بدنبال تنبیهات اقتصادی غرب مجبور شد تا همهء پروژه های تولید سلاح هسته ای خود را به کناری بگذارد و همهء امکانات و تکنولوژی تولید سلاح های کشتار جمعی خود را در اختیار غرب بگذارد. امّا علیرغم همهء این عقب نشینی ها مشاهده کردیم آمریکا و غرب تاب تحمل او را نیاوردند و بساط حکومتش را در ظرف مدت کوتاهی برچیدند.

این واقعیتی است تجربه شده که اگر آمریکا و هم پیمانان بین المللی اش در گامِ نخستِ مقابله خود با جمهوری اسلامی به گزینه نظامی متوسل نشوند و در مقابل طرح تحریمهای اقتصادی یکپارچه ای را علیه جمهوری اسلامی به اجراء بگذارند، این اقدام تنبهی جمعی به معنای مقدمه جدی ترشدن بحران است که هیچ راه حلی منطقی و بدون نزاع رو در رو را نمیشود برایش متصورشد. به همانگونه که وقتیکه آمریکا و هم پیمانانش متوجه شدند راهی برای توافق با رژیم صدام حسین باقی نمانده، ابتداء به تنبیهات اقتصادی روی آوردند که در واقع تحریم اقتصادی مقدمه ای شد برای اجرای گزینه نظامی و اشغال خاک عراق در سال 2003. پس اعمال تحریمهای یکپارچه اقتصادی غرب علیه جمهوری اسلامی به معنای عدم توافق تهران با جامعه بین المللی است که نهایتا ً گزینه نظامی آخرین و بدترین شکل ممکن برای خروج از بحرانی است که غرب در رابطه با تولید سلاحهای کشتار جمعی با جمهوری اسلامی دارد. از سویی دیگر آگاهیم که جمهوری اسلامی تجربه حکومتهای هم مسلک خود در خاورمیانه را در پسِ ذهن دارد و مشاهده کرده است که قذافی علیرغم پذیرش تمام خواستهای غرب در کنار گذاشتن و تسلیم همهء پروژه های تولید سلاح های کشتار جمعی به چه سرنوشت دردناکی مواجه شد. از همین رو است که سران جمهوری اسلامی کاملا ً واقف هستند حتی به کنارگذاشتن همهء برنامه های هسته ای پنهان خود بمعنای خلاصی از فشارهای دول غربی نیست. از همین رو تا آنجائیکه ممکن است میبایست در مقابل همهء فشارها ی جامعه بین المللی مقاومت کند تا بگونه ای موجودیت خود در صحنه سیاسی منطقه و جهان را حفظ کند. امّا  آنچه که میشود در رابطه با سرنوشت حکومتهای یاغی در منطقه تصور کرد و پیش بینی کرد، فروپاشی و سقوط ذلت بار آنها است که توان تطابق خود با نُرمهای امروز جامعه جهانی را ندارند. و بدون شک این وضعیت نابهنجار بار مسئولیت روشنفکران و فعالین سیاسی این جوامع را صد چندان میکند با این پیش مقدمه که همه بطور جدی میبایست در اندیشه تدبیر عاجلی باشند تا خلاء سیاسی پس از فروپاشی رژیم های توتالیتر در منطقه را با آلترناتیو مدرن و دمکراتیک جبران کنند.

 

http://www.universaldigest.com/media/uploads/2012122_183947526_Koroushetemadi_Al Qaeda.jpg
Label
ما دوباره از «ماه» فریب خواهیم خورد

دنیا & تجارت, سیاست. Wed, 11 Apr 2012 08:30
جهانِ وانفسا و بی اخلاقی است. وجه بارزِ حوزهِ سیاست اش دورویی و خُدعه گری است. دولت ابزارِ حکومتی است، نه وسیله ای برای پاسخگویی به مطالبات مردم، تا بدینوسیله منافع قدرتمداران تأمین و حفظ گردد. شعارِ دفاع از حقوق بشر صرفا ً تزیین ویترینِ دولتمردانی است که در پی جاه و مال به دنیای سیاست کشیده شده اند. در دنیای تحت سیطره دیکتاتورها، مردم فاقد ابزارِ مؤثر برای احقاق حقوق پایمال شده خود میباشند. روشنفکران این جوامع در بندِ منافع تنگِ فرقه ای خود، مقابل یکدیگر و پراکنده، فقط به ماندگار شدن دیکتاتورها در قدرت یاری میرسانند. جهان زورمداران ناچار است در خلاء آلترناتیو مردمی، برای حفظ منافع خود گریزگاهی جهت سازش با یاغیان در قدرت نشسته بیابند. باز تولید این دایره بسته قدرت؛ حکومتهایی برآمده از زد و بندهای مافیای جهانی است که جنگ و ویرانگری، سرکوب و زندان ره آورد معمول آنها است. برای برون رفت از این مدار بیعدالتی راه حلی تصور نمیشود، مگر آنکه روزی روشنفکران و مردم بدین آگاهی دست یابند که همه در یک نظام دمکراتیک مردم سالار، فارغ از هر باورِ سیاسی ی، از منافع یکسانی برخوردارند و جایی برای ماندگارشدن دیکتاتورها در این جهان وجود ندارد.
چرا« انتخاباتِ آزاد» در جمهوری اسلامی امری است ناممکن

دنیا & تجارت, سیاست. Thu, 29 Mar 2012 21:02
نخستین شرط برگزاری هر انتخابات آزاد، آزادیهای سیاسی و مدنی گسترده ای است که میبایست بدون هیچ پیش شرطی از سوی دولت بر پایه یک قانون اساسی دمکراتیک و مدّون شده ای برای همهء گرایشهای سیاسی در جامعه تضمین و فراهم گردد. پیش شرطهای دیگر برای انجام یک انتخابات بواقع آزاد عبارتند از؛ تضمین آزادی فعالیت و تبلغات برای احزاب سیاسی با گرایشهای سیاسی کاملا ً متفاوت، آزادی کامل مطبوعات متعلق به همهء گرایشهای سیاسی و اپوزیسیون، آزادی کاملِ فعالیت و تبلیغات برای همهء نهادها و تشکل های مدنی و صنفی وابسته به هر قشر و گروه اجتماعی، فراهم آوردن امکان تبلیغات آزادانه سیاسی از رسانه های عمومی برای همهء گروه بندیهای سیاسی و تضمین امنیت حقوقی برای مخالفین سیاسی و رسانه های عمومی مستقل که قادر باشند تخلفات انتخابات و حکومتگران را بطور گسترده منعکس و به نقد کشند. در واقع این پیش شرطهای اولیه ای است که هر نظام سیاسی دمکراتیکی میبایست آنها را رعایت کند تا امکان برگزاری یک انتخابات آزاد ممکن گردد. با برشمردن همین شروط جهت برگزاری انتخابات آزاد این پرسش مطرح است که تحقق کدامیک از این اصول در جمهوری اسلامی ممکن است که ابراز میدارید؛ قانون اساسی جمهوری اسلامی به لحاظ حقوقی دارای ظرفیت های سیاسی است که اگر بدرستی و کامل رعایت شوند برگزاری «انتخابات آزاد» در آن دور از ذهن نیست؟
من از آیندهِ ایران سخت بیمناکم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:06
* آیا لحظه ای به این موضوع اندیشیده اید که اگر گزینه تحریم در منصرف کردن جمهوری اسلامی در پیشبرد برنامه های اتمی اش نتیجه بخش نباشد، جامعه بین المللی چه راهکار دیگری برای مقابله و یا حل معضل هسته ای خود با رژیم اسلامی برخواهد گزید؟ * آیا بی تفاوتی ما علیه اقدامات تحریک آمیز جمهوری اسلامی در حوزهِ اتمی، بمعنای تشدید پیش زمینه های بحران جنگی بر علیه ایران نخواهد بود؟ *آیا فکر نمیکنید پیش از سه دهه انزوای سیاسی در سطح جهان و قطع ارتباط با جامعهء جهانی آنهم برای کشوری که حدود 70 درصد شهروندانش جوانان توانمند و کاردان میباشند، تا بامروز آسیب های جدّی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر جامعه ایران تحمیل کرده باشد؟ آیا حفظ این رژیم بهر شکل ممکن اش، خطر وقوع جنگ و یا حمله نظامی به ایران را تشدید نخواهد کرد؟ آیا فکر نمیکنید دیگر زمان برای تغییر حکومتی که 33 سال است ایران را در متحولترین دورانِ و ترقی جوامع بشری به ایستایی، رکود و تحقیر محکوم کرده است فرارسیده باشد؟ آیا من و تو مسئول این تحول و دگرگونی نیستیم که در سکوتی قبرستانی شاهد فروپاشی همهء شکوه و پیشرفت ایران هستیم؟

Latest

نظم جدید جهانی آرایشی نظامی دارد
دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 22 Jan 2012 18:51
بنظر نمیرسد جمهوری اسلامی در این رقابت سیاسی که قدرتهای بزرگ جهانی براه انداخته اند، نفی برد. امّا در این لحظات حساس تاریخی بعنوان شهروندان ایرانی، میبایست یک واقعیت ...

حضور القاعده در ایران، از آغاز تا بامروز
سرگرمی, موزیک. Sun, 22 Jan 2012 18:39
این واقعیتی است تجربه شده که اگر آمریکا و هم پیمانان بین المللی اش در گامِ نخستِ مقابله خود با جمهوری اسلامی به گزینه نظامی متوسل نشوند و در مقابل طرح تحریمهای اقتصادی یک...

پیش از هر چیز تبیین محورهای یک آشتی ملی مهّم است
دنیا & تجارت, جامعه. Sat, 10 Dec 2011 22:19
یقینا ًهر یک از ما برای پیشبرد اهداف سیاسی خود، نیازمندِ به فضای بازِ سیاسی هستیم که اصلِ نخستینِ بنیادِ دمکراسی است. دموکراسی و فلسفه توجیه آن یعنی آزادی بیان و اندیشه ب...

آيا روباه از مرغ بيزار می‌شود
دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Dec 2011 11:04
فشار و تحريم اقتصادی، از سوی جهانداران، برای ولايت فقيه، بيشتر برای خودنمايی است که آن هم چندان کارآيی ندارد. زيرا جلوگيری از فروش کالا، به حکومت اسلامی، بيشتر برای کشوره...

توجیه دفاع از رژیم؛ طرح توهم ًحمله نظامی به ایران
دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 27 Nov 2011 17:12
همینطور که میدانیم به سبب بحرانهای مالی و اقتصادی و رشد بی رویه بیکاری در آمریکا و اروپا، حضور و مداخله پرهزینه نظامی در خاورمیانه به امری ناممکن برای غرب تبدیل شده است....

تفاوت ِ ناسيوناليسم با ميهن پروری
دنیا & تجارت, جامعه. Thu, 24 Nov 2011 23:06
آنان که به يک عقيده يا به يک ايدئولوژی ايمان دارند يا مهر می‌ورزند، آنها به يک پندار بسته شده‌اند و برای گسترش دادن ِ آن پندار می‌کوشند. آرمان آنها از نيازهای مردمان برنخ...
من از آیندهِ ایران سخت بیمناکم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:06
* آیا لحظه ای به این موضوع اندیشیده اید که اگر گزینه تحریم در منصرف کردن جمهوری اسلامی در پیشبرد برنامه های اتمی اش نتیجه بخش نباشد، جامعه بین المللی چه راهکار دیگری برای مقابله و یا حل معضل هسته ای خود با رژیم اسلامی برخواهد گزید؟ * آیا بی تفاوتی ما علیه اقدامات تحریک آمیز جمهوری اسلامی در حوزهِ اتمی، بمعنای تشدید پیش زمینه های بحران جنگی بر علیه ایران نخواهد بود؟ *آیا فکر نمیکنید پیش از سه دهه انزوای سیاسی در سطح جهان و قطع ارتباط با جامعهء جهانی آنهم برای کشوری که حدود 70 درصد شهروندانش جوانان توانمند و کاردان میباشند، تا بامروز آسیب های جدّی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر جامعه ایران تحمیل کرده باشد؟ آیا حفظ این رژیم بهر شکل ممکن اش، خطر وقوع جنگ و یا حمله نظامی به ایران را تشدید نخواهد کرد؟ آیا فکر نمیکنید دیگر زمان برای تغییر حکومتی که 33 سال است ایران را در متحولترین دورانِ و ترقی جوامع بشری به ایستایی، رکود و تحقیر محکوم کرده است فرارسیده باشد؟ آیا من و تو مسئول این تحول و دگرگونی نیستیم که در سکوتی قبرستانی شاهد فروپاشی همهء شکوه و پیشرفت ایران هستیم؟
در امتزاجِ با مدنیت شهرنشینی و تحقق دمُکراسی همه ذینفع هستیم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:01
امّا ما از سویی از هم پاشیده ایم، چرا که مفهموم مدنیت شهری هنوز در بین ما آن معنای واقعی خود را بازنیافته است و برخی در پسِ این کوچه ابهام و سرخوردگی هنوز محور «آشتی» و «همیاری» را «آرمانشهر» ی میپندارند که «آرمانشهر» همگان نیست. به گونه ای در خزانِ تنوع رنگها، گرد کورسوی چراغ نفتی میچرخند، تا با رنگ ماتم، مرگِ مدنیتِ شهرنشینی را به «جشنِ» سیادت بی فروغ خود تبدیل کنند. محوریت جمهوریخواهی و یا فقط مشروطه خواهی حکایتِ همان اندیشه غیر مدنی است که حکم سکوتِ مرگباری را در باغِ زیبای رنگها پیغام آورده است. حکمی که در ستیز با همگرایی، با هم زیستن و باهم دوستی کردن، مدنیت ستُرگ شهر را به چالش فراخوانده است. امّا چه فرحبخش و دلچسب است هوای شهر و آن سنفونی موذونی که همهء را با تفاوت رنگهایشان، به صحنه رقصی دعوت میکند تا پاسی از شب رقص کنان طلوع سپیدهِ صبح را بانتظار بمانند. امّا این همزیستی مسرت بخش خاصه در شهر و در میان مردمانی با مدنیت شهرنشینی رخ خواهد داد که کانون و تولیدگر فکر و فرهنگ مدنی هستند. *مسئله آسیب شناسی شکست اپوزیسیون درهمگرایی با یکدیگر در یک بُعدِ فرهنگی میبایست مورد بررسی قرار گیرد، که چگونه است علیرغم همهء خطرهای جدی در این روزهای سرنوشت ساز که موجودیت ایران و ایرانی را در ورطه نیستی درغلتانده است، هنوز بسیاری ساز ناهمگرایی سرمیدهند و در پی منافع تنگ فرقه خود میباشند؟
«اپوزیسیونِ» پُشتِ درهای بسته

دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 5 Feb 2012 03:29
شاید هم این امرِ بسیار شگفت انگیزی با وجودِ چنین «اپوزیسیونی» نباشد که 33 سال رژیمی بر ایران مُسلط گردد، که با تاراجِ ثروت ملی مردم ایران به قصد ترور و آشوب در خاورمیانه و تثبیت خود در پناه بمب اتم، همچنان بر اریکه قدرت تکیه کند و صلح وثبات سیاسی در جهان را به سُخره بگیرد. رژیمی که در طی 33 سال حاکمیت جابرانه اش، همهء ثروت و خاک ایران را به ارزانی به همدستانِ بین المللی اش ببخشد، امّا همچنان آسوده خاطر، امّا مرگ آفرین، بر چهره تابناک ملتی بزرگ، خیره سرانه لبخند بزند. امّا پرسش این است که چگونه است چنین رژیمی با این همهء ویژگیهای نامردمی اش، همچنان بر مسند قدرت است وبه وجودِ سر تا پا ننگینِ خود نیز «مفتخر»؟ برای من بزرگترین دلیل ماندگار بودنِ جمهوری اسلامی تا بامروز با همهء خصایل ضد بشری اش تنها یک چیز است که این جمهوری مذهبی، اپوزیسیون ندارد.
News
No data was returned.
May 2012
Designed by Swedarts    Powered by MCMS    Universal Digest   1&1 Green Hosting   
© 2012 Universal Digest LLC. All Rights Reserved


free web stats