اگرعلاقه به نوشتن برای روزنامه ما دارید، لطفا با ما تماس بگیرید recruitment@universaldigest.com
چرا پول ملی کشور سقوط کرد؟
دنیا & تجارت, اقتصاد. Mon, 30 Jan 2012 18:34 EDIT 2012-01-30 18:39 Featured


این چه انتظاری است که داریم، پول ملی کشور میبایست در این نظام غیر ارزشی، ارزشی ثابت و پا برجایی داشته باشد، در حالیکه از همان روز نخست اساسِ اقتصاد مملکت به دست جماعتِ بی کفایت افتاد که تاریخا ً به اقتصادِ انگلی رانت خواری خو کرده اند ؟! این چه انتظاری است که داریم، پول ملی کشور از قابلیتهای ارزشی خود تهی نگردد و اقتصادِ مملکت در سراشیبی سقوط هولناکی فرو نریزد، زمانیکه به عیان مشاهده میکنیم قاچاق میلیاردها دلار کالاهای بُنجلِ خارجی «برادران سپاهی» به کشور خود ویرانگر تولید و صنعت داخلی هستند ؟! این چه انتظار بیهوده ای است که داریم، سرمایه گذاری، تولید، کسب و کار میبایست رونق یابد و پولِ ملی کشور اعتباری در عرصه اقتصاد جهانی پیدا کند، در صورتبکه حکومت محور سیاستهای خارجی اش بر تروریسم دولتی استوار است ؟! قدری واقع بین باشیم، در حکومتی که نه سر دارد و نه ته و هرروز هر کس داعیه رهبری دارد چه امنیتی برای سرمایه دار داخلی و خارجی مهیا است که تولید و صنعت را رونق دهند و پول ملی کشور سرآمدِ معیار ارزشی در بازار شود؟! *** کم هم نیستند «دائی جان ناپلئونهای» مفسرِ اقتصاد که برای توجیه این وضعیت آشفته اقتصادی مرتب دست های «پنهان» خارجی را در کار می بینند و معتقدند؛ کار کارِ خارجی است!!! اینها اگر حداقل دوکلاسِ سوادِ اکابر اقتصادی هم میداشتند، در نهایت بدین خواری در نمی غلتیدند و مدعی گردند؛ فروپاشی اقتصاد و پول ملی کشور نتیجه دلالی سیاهِ مشتی دلال ارزِ میدان فردوسی و یا عدم توازنِ عرضه و تقاضا ارز خارجی در بازار ارز کشور است. یقینا ً گناه گمراه سازی مردم توسط این دسته از «اقتصادانان» دوره دیده حکومتی، کمتر از عسگراولادی مسلمان نیست که حداقل مسبب همهء این نابسامانیهای اقتصادی و سقوط ارزش پول رایج کشور را نا کارآمدی دولت و بانک مرکزی میداند و از هم اکنون قحطی، چون پیامدِ این اقتصاد از نفس افتاده را به ملت ایران هشدار میدهد.

این روزها وقتی که به سقوطِ پولِ ملی و اوضاعِ درهم ریخته اقتصادی کشورمان میاندیشم، کنجکاوانه در پی یافتن دلایل اصلی آن هستم که بی تردید پیامدِ تداوم این وضعیت آشفته، درآینده ای نزدیک فروپاشی کاملِ اقتصاد ایران را هشدار میدهد. سعی کردم برای شناختِ بیشترِعلل این اقتصاد از هم پاشیده وبویژه سقوط پولِ ملی کشور، گریزی بزنم به صندوقچه آموخته هایم در حوزهء اقتصاد که درهمان اوانِ جوانی، یعنی درهمان ماههای نخستِ پیروزی انقلابِ سیاه اسلامی، با شوری سرشار در پی فراگیری آن برآمدم. همانند بسیاری دیگر از جوانان کشور در همان آغاز این ضرورت را حس کرده بودم، میبایست برای چشم اندازی بهتر از جامعه ای نو و انسانی قدری زمان را به فراگیری مباحث اقتصادی اختصاص بدهم. از این رو لازم دیدم برای ورود به مبحث اقتصاد، ابتداء مقولات مهم و پایه ای اقتصاد را فرا گیرم تا قادر باشم قانونمندیهای پیچیدهِ ساختارهای گوناگون اقتصادی را که در طول تاریخ جوامع بشری آمده و رفته بودند را بهتر درک کنم.

فضای سیاسی آن روزها فضایی پر التهاب و همهء در تب و تاب آموختن بودند. از یک سو میبایست خود را به دانش سیاسی روز مسلح میکردی و از سویی دیگر میبایست در پی یافتن راهکارهای مبارزاتی مؤثر میبود تا این دیو مخوفِ برخاسته از قرنها گورِ جهالت و نادانی را از پای درآوری. علیرغم همهء خطرها وتشویش ها، امّا هرگز از فراگیری، اندیشیدند و شرکت در مباحث سیاسی روزِ مملکت غافل نمیشدیم. هر کس تلاش میکرد با اتکاء به آموخته های خود برای برون رفت از این منجلاب سیاه راه حلی بیابد. گاهی هم مباحث جنبه فخر و خودنمائی پیدا میکرد و برخی تلاش میکردند با به رخ کشیدنِ نقل قولی از نویسنده و یا پژوهشگری معتبر، صحتِ « درستی» نظرات خود را بر دیگران تحمیل کند. مرسوم بود برای ورود به مبحث اقتصاد ابتداء به «کاپیتال» مارکس نقبی بزنیم و سپس مباحث مارکس دربارهِ مفاهیم پایه ای اقتصاد را چون تکالیف مدرسه ای به مجادله بکشانیم. چون بزعم برخی، مارکس حرف اوّل و آخر در ویژگیهای اقتصاد نوین را مطرح کرده بود و برتر از او هم کسی دیگر نیامده بود تا قانونمندیهای ظاهری و پنهان فُرماسیونهای اقتصادی، بویژه نظام اقتصادی سرمایه داری را توضیح دهد. یقینا ً هم بدون درک مفاهیم اقتصادی که در «کاپیتال» مارکس به تفصیل توضیح داده شده بود، قادر نبودی یک بحثِ اقناعی اقتصادی مستدلی را در مجامع دانشجویی و روشنفکری آنروز پیش بری.«کاپیتال » مارکس الهام بخش همهء مباحث اقتصاد سیاسی محسوب میشد و راوی هم با تفاخر تمام با کُد گذاری گفتار خود از «کاپیتال»،  فضای گفتمانِ جمعی را بسود خود به انتها میبرد. امّا حقیقت اش رجوع مستقیم به مارکس و جهت درکِ نظراتِ اقتصادی او و درک مقولات اقتصادی و بحرانهای ادواری جامعه سرمایه داری، بدون هر گونه پیش زمینه های مطالعاتی در مبحث اقتصاد، ناممکن بود. از این رو این دشواری مرا واداشت تا برای درکِ بهترِ « کاپیتال»، مقدمتا ً با یکی دیگر از پژوهشگران اقتصاد  سیاسی آغاز کنم.  یکی از آن نویسندگان برجسته اقتصاد سیاسی که  من ناچار گشتم ابتداء به سراغ  آن بروم، «ارنست مندل» بود که در واقع یکی از پژوهشگران بنامِ اقتصاد سیاسی بود که موفق شده بود مباحث «کاپیتال » مارکس را با زبانی ساده تر، طرح و توضیح دهد. البته او یکی از رهبران «انترناسیونالیسم چهارم» محسوب میشد که به جبهه «تروتسکیستهای» آن زمان تعلق داشت. میبایست اعتراف کنم مطالعه نوشتهای «ارنست مندل» در زمینه های اقتصادی کمک شایان توجهی را بمن کرد تا بعدها وقتی که به مباحث اقتصادی مارکس در «کاپیتال» مراجعه کردم، زمینه های فراگیری مقولات اقتصادی پیچیده او برایم سهل تر گردید. البته اینهم را یاد آور بشوم پس از «ارنست مندل» باز مستقیم به «کاپیتال» مارکس مراجعه نکردم بلکه برای فراگیری بیشترِ پیش زمینه های مباحث اقتصادی، به کتاب «گروندیسه» مارکس دستی بردم که در واقع مقدمه و جمع بندی ساده تری از مقولات اقتصادی و روابط اقتصاد کالائی بود که مارکس بطور مفصل تر در «کاپیتال » توضیح داده بود.

این پیش مقدمه طولانی را صرفا ٌ بدین خاطر یادآور شدم که اشاره ای داشته باشم به روزهای سختی که پشت سرگذاشتیم وآن فضای تشویش و دلهره ای که هرگز مانعی برای آموختن و فراگیری ما نشد. ولی علیرغم همهء کمبودها و عدم امکانات میسر درآن روزگارانِ سخت و التهاب آور، قصد دارم برای بررسی اوضاع آشفته اقتصادی امروز کشور به همان اندوخته ها مراجعه کنم که نتیجه  تلاشهای آن روزهای پر تشویش بود.

بهررو آنچه را که میتوانم با اتکاء به همهء توشهء آن آموخته ها در رابطه با ناهنجاریهای اقتصادی امروز کشورمان، بیان کنم این است که سقوطِ امروزِ پول ملی کشور ارتباطِ مستقیم به فروپاشی تولید ملی دارد. چرا که پولِ ملی هر کشوری، آن کالای مبادله ای مشترک ومعیارِ ارزشگذاری برانبوهِ متنوعِ کالاهای موجود در بازار، خود محصولِ یک روابطِ تولیدِ کالایی مبتنی بر اقتصاد بازارِ آزاد است. بگذارید برای اثبات این ادعا خود به اختصار و کوتاهی مروری داشته باشم به تاریخچه انکشاف پول که تحت چه روابطِ اقتصادی پدید آمد و چه نقشی در مبادلهء کالایی یک اقتصادِ مبتنی بر بازار ایفاء میکند. همهء اقتصادان بزرگ دنیا باور دارند بدون پدید آمدن تولید اضافی، هرگز مکانی بنام بازار بعنوان محل تبادل انبوه کالاها بوجود نمیامد، و متعاقب آن انکشافِ کالای مبادله ای مشترک بنام پول هرگز اتفاق نمی افتد. اگردر همین رابطه به تاریخ اقتصاد جوامع اولیه بشری نگاهی بیاندازیم متوجه خواهیم شد تا زمانیکه تولیدگر، خود کالایی را تولید میکند که صرفا ً نیاز شخصی او را برطرف میکند، دیگر لزومی نمی بیند که به بازار رود و مازاد تولید خود را با کالایی دیگر معاوضه کند. از این رو در یک روابطِ تولید طبیعی نه نشانی از بازار است و نه اساسا ً رد پایی از پول بعنوان یک کالای مبادله ای مشترک. اقتصادانان این دوره از روابطِ اقتصادی و تولید را یک اقتصاد طبیعی مینامند که تولید جنبه کالایی ندارد و پول بعنوان کالای مبادله ای، اساسا ً پدیده ای ناشناخته و غیر انکشافی است. امّا آنجا که دیگر تولیدگر پیش از نیاز شخصی خود کالا تولید میکند، احساس میکند برای تبادل کالای اضافی تولید شده خود میبایست به بازار رود تا آن بخش از تولید اضافه خود را با کالایی دیگر که بخشی از نیاز او را برطرف خواهد کرد مبادله کند. در این شرایط است که پول بعنوان کالای واسطه ای و معیار ارزش، نقش برجسته و تعیین کننده ای در اقتصاد بازار ایفاء میکند.

آنچه را که بعنوانِ پیش مقدمه این بحث مطرح کردم بدین خاطر بود که اشاره کنم؛ ارزش، موجودیت و ثباتِ پولِ ملی یک جامعه ارتباط مستقیم با تولید دارد، که نیروی کارِ نهفته تولیدگران در کالا معیار ارزشی کالا است. پس کار معیار ارزش و تولید معیار ثروت در جامعه است.  شکی نیست آنجائیکه تولید ملی و روابطِ تولیدی یک جامعه فرو ریزد، جامعه دیگر قادر به باز تولید ارزش نیست و پول بعنوان کالای مبادله ای مشترک و معیار سنجشِ ارزشها به حضیض ذلتی در می غلتد که امروز در بازار اقتصاد جمهوری اسلامی شاهد آن هستیم. این چه انتظاری است که داریم، پول ملی  کشور میبایست در این نظام غیر ارزشی، ارزشی ثابت و پا برجایی داشته باشد، در حالیکه از همان روز نخست اساسِ اقتصاد مملکت به دست جماعتِ بی کفایت افتاد که تاریخا ً به اقتصادِ انگلی رانت خواری خو کرده اند ؟! این چه انتظاری است که داریم، پول ملی کشور از قابلیتهای ارزشی خود تهی نگردد و اقتصادِ مملکت در سراشیبی سقوط هولناکی فرو نریزد، زمانیکه به عیان مشاهده میکنیم قاچاق میلیاردها دلار کالاهای بُنجلِ خارجی «برادران سپاهی» به کشور خود ویرانگر تولید و صنعت داخلی هستند ؟! این چه انتظار بیهوده ای است که داریم، سرمایه گذاری، تولید، کسب و کار میبایست رونق یابد و پولِ ملی کشور اعتباری در عرصه اقتصاد جهانی پیدا کند، در صورتبکه حکومت محور سیاستهای خارجی اش بر تروریسم دولتی استوار است ؟!  قدری واقع بین باشیم، در حکومتی که نه سر دارد و نه ته و هرروز هر کس داعیه رهبری دارد چه امنیتی برای سرمایه دار داخلی و خارجی مهیا است که تولید و صنعت را رونق دهند و پول ملی کشور  سرآمدِ معیار ارزشی در بازار شود؟! جمهوری اسلامی حکومت مشتی «تاجر» سنتی اختلاس گری است که همهء سرمایه ها و درآمد ملی کشور را به عرصه تجارت قاچاق کالا و بزهکاری سوق داده اند که تازه بخشِ اعظمی از این سودِ تجارت سیاه هم به بازار داخلی تزریق نمیشود و در حساب بانکی های آقا زاده هایشان در خارج از کشور به ودیعه سپرده میشوند تا روزی به مصرف شخصی خودِ آنها برسد. کم هم نیستند «دائی جان ناپلئونهای» مفسرِ اقتصاد که برای توجیه این وضعیت آشفته اقتصادی مرتب دست های «پنهان» خارجی را در کار می بینند و معتقدند؛ کار کارِ خارجی است!!! اینها اگر حداقل دوکلاسِ سوادِ اکابر اقتصادی هم  میداشتند، در نهایت بدین خواری در نمی غلتیدند و مدعی گردند؛ فروپاشی اقتصاد و پول ملی کشور نتیجه دلالی سیاهِ مشتی دلال ارزِ میدان فردوسی و یا عدم توازنِ عرضه و تقاضا ارز خارجی در بازار ارز کشور است. یقینا ً گناه گمراه سازی مردم توسط این دسته از «اقتصادانان» دوره دیده حکومتی، کمتر از عسگراولادی مسلمان نیست که حداقل مسبب همهء این نابسامانیهای اقتصادی و سقوط ارزش پول رایج کشور را نا کارآمدی دولت و بانک مرکزی میداند و از هم اکنون قحطی، چون پیامدِ این اقتصاد از نفس افتاده را به ملت ایران هشدار میدهد.

سقوط , پول ملی, کشور http://www.universaldigest.com/media/uploads/2012130_1838690_halimamaronsi_pengar.jpg
Label
ما دوباره از «ماه» فریب خواهیم خورد

دنیا & تجارت, سیاست. Wed, 11 Apr 2012 08:30
جهانِ وانفسا و بی اخلاقی است. وجه بارزِ حوزهِ سیاست اش دورویی و خُدعه گری است. دولت ابزارِ حکومتی است، نه وسیله ای برای پاسخگویی به مطالبات مردم، تا بدینوسیله منافع قدرتمداران تأمین و حفظ گردد. شعارِ دفاع از حقوق بشر صرفا ً تزیین ویترینِ دولتمردانی است که در پی جاه و مال به دنیای سیاست کشیده شده اند. در دنیای تحت سیطره دیکتاتورها، مردم فاقد ابزارِ مؤثر برای احقاق حقوق پایمال شده خود میباشند. روشنفکران این جوامع در بندِ منافع تنگِ فرقه ای خود، مقابل یکدیگر و پراکنده، فقط به ماندگار شدن دیکتاتورها در قدرت یاری میرسانند. جهان زورمداران ناچار است در خلاء آلترناتیو مردمی، برای حفظ منافع خود گریزگاهی جهت سازش با یاغیان در قدرت نشسته بیابند. باز تولید این دایره بسته قدرت؛ حکومتهایی برآمده از زد و بندهای مافیای جهانی است که جنگ و ویرانگری، سرکوب و زندان ره آورد معمول آنها است. برای برون رفت از این مدار بیعدالتی راه حلی تصور نمیشود، مگر آنکه روزی روشنفکران و مردم بدین آگاهی دست یابند که همه در یک نظام دمکراتیک مردم سالار، فارغ از هر باورِ سیاسی ی، از منافع یکسانی برخوردارند و جایی برای ماندگارشدن دیکتاتورها در این جهان وجود ندارد.
چرا« انتخاباتِ آزاد» در جمهوری اسلامی امری است ناممکن

دنیا & تجارت, سیاست. Thu, 29 Mar 2012 21:02
نخستین شرط برگزاری هر انتخابات آزاد، آزادیهای سیاسی و مدنی گسترده ای است که میبایست بدون هیچ پیش شرطی از سوی دولت بر پایه یک قانون اساسی دمکراتیک و مدّون شده ای برای همهء گرایشهای سیاسی در جامعه تضمین و فراهم گردد. پیش شرطهای دیگر برای انجام یک انتخابات بواقع آزاد عبارتند از؛ تضمین آزادی فعالیت و تبلغات برای احزاب سیاسی با گرایشهای سیاسی کاملا ً متفاوت، آزادی کامل مطبوعات متعلق به همهء گرایشهای سیاسی و اپوزیسیون، آزادی کاملِ فعالیت و تبلیغات برای همهء نهادها و تشکل های مدنی و صنفی وابسته به هر قشر و گروه اجتماعی، فراهم آوردن امکان تبلیغات آزادانه سیاسی از رسانه های عمومی برای همهء گروه بندیهای سیاسی و تضمین امنیت حقوقی برای مخالفین سیاسی و رسانه های عمومی مستقل که قادر باشند تخلفات انتخابات و حکومتگران را بطور گسترده منعکس و به نقد کشند. در واقع این پیش شرطهای اولیه ای است که هر نظام سیاسی دمکراتیکی میبایست آنها را رعایت کند تا امکان برگزاری یک انتخابات آزاد ممکن گردد. با برشمردن همین شروط جهت برگزاری انتخابات آزاد این پرسش مطرح است که تحقق کدامیک از این اصول در جمهوری اسلامی ممکن است که ابراز میدارید؛ قانون اساسی جمهوری اسلامی به لحاظ حقوقی دارای ظرفیت های سیاسی است که اگر بدرستی و کامل رعایت شوند برگزاری «انتخابات آزاد» در آن دور از ذهن نیست؟
من از آیندهِ ایران سخت بیمناکم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:06
* آیا لحظه ای به این موضوع اندیشیده اید که اگر گزینه تحریم در منصرف کردن جمهوری اسلامی در پیشبرد برنامه های اتمی اش نتیجه بخش نباشد، جامعه بین المللی چه راهکار دیگری برای مقابله و یا حل معضل هسته ای خود با رژیم اسلامی برخواهد گزید؟ * آیا بی تفاوتی ما علیه اقدامات تحریک آمیز جمهوری اسلامی در حوزهِ اتمی، بمعنای تشدید پیش زمینه های بحران جنگی بر علیه ایران نخواهد بود؟ *آیا فکر نمیکنید پیش از سه دهه انزوای سیاسی در سطح جهان و قطع ارتباط با جامعهء جهانی آنهم برای کشوری که حدود 70 درصد شهروندانش جوانان توانمند و کاردان میباشند، تا بامروز آسیب های جدّی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر جامعه ایران تحمیل کرده باشد؟ آیا حفظ این رژیم بهر شکل ممکن اش، خطر وقوع جنگ و یا حمله نظامی به ایران را تشدید نخواهد کرد؟ آیا فکر نمیکنید دیگر زمان برای تغییر حکومتی که 33 سال است ایران را در متحولترین دورانِ و ترقی جوامع بشری به ایستایی، رکود و تحقیر محکوم کرده است فرارسیده باشد؟ آیا من و تو مسئول این تحول و دگرگونی نیستیم که در سکوتی قبرستانی شاهد فروپاشی همهء شکوه و پیشرفت ایران هستیم؟

Latest

نظم جدید جهانی آرایشی نظامی دارد
دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 22 Jan 2012 18:51
بنظر نمیرسد جمهوری اسلامی در این رقابت سیاسی که قدرتهای بزرگ جهانی براه انداخته اند، نفی برد. امّا در این لحظات حساس تاریخی بعنوان شهروندان ایرانی، میبایست یک واقعیت ...

حضور القاعده در ایران، از آغاز تا بامروز
سرگرمی, موزیک. Sun, 22 Jan 2012 18:39
این واقعیتی است تجربه شده که اگر آمریکا و هم پیمانان بین المللی اش در گامِ نخستِ مقابله خود با جمهوری اسلامی به گزینه نظامی متوسل نشوند و در مقابل طرح تحریمهای اقتصادی یک...

پیش از هر چیز تبیین محورهای یک آشتی ملی مهّم است
دنیا & تجارت, جامعه. Sat, 10 Dec 2011 22:19
یقینا ًهر یک از ما برای پیشبرد اهداف سیاسی خود، نیازمندِ به فضای بازِ سیاسی هستیم که اصلِ نخستینِ بنیادِ دمکراسی است. دموکراسی و فلسفه توجیه آن یعنی آزادی بیان و اندیشه ب...

آيا روباه از مرغ بيزار می‌شود
دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Dec 2011 11:04
فشار و تحريم اقتصادی، از سوی جهانداران، برای ولايت فقيه، بيشتر برای خودنمايی است که آن هم چندان کارآيی ندارد. زيرا جلوگيری از فروش کالا، به حکومت اسلامی، بيشتر برای کشوره...

توجیه دفاع از رژیم؛ طرح توهم ًحمله نظامی به ایران
دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 27 Nov 2011 17:12
همینطور که میدانیم به سبب بحرانهای مالی و اقتصادی و رشد بی رویه بیکاری در آمریکا و اروپا، حضور و مداخله پرهزینه نظامی در خاورمیانه به امری ناممکن برای غرب تبدیل شده است....

تفاوت ِ ناسيوناليسم با ميهن پروری
دنیا & تجارت, جامعه. Thu, 24 Nov 2011 23:06
آنان که به يک عقيده يا به يک ايدئولوژی ايمان دارند يا مهر می‌ورزند، آنها به يک پندار بسته شده‌اند و برای گسترش دادن ِ آن پندار می‌کوشند. آرمان آنها از نيازهای مردمان برنخ...
من از آیندهِ ایران سخت بیمناکم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:06
* آیا لحظه ای به این موضوع اندیشیده اید که اگر گزینه تحریم در منصرف کردن جمهوری اسلامی در پیشبرد برنامه های اتمی اش نتیجه بخش نباشد، جامعه بین المللی چه راهکار دیگری برای مقابله و یا حل معضل هسته ای خود با رژیم اسلامی برخواهد گزید؟ * آیا بی تفاوتی ما علیه اقدامات تحریک آمیز جمهوری اسلامی در حوزهِ اتمی، بمعنای تشدید پیش زمینه های بحران جنگی بر علیه ایران نخواهد بود؟ *آیا فکر نمیکنید پیش از سه دهه انزوای سیاسی در سطح جهان و قطع ارتباط با جامعهء جهانی آنهم برای کشوری که حدود 70 درصد شهروندانش جوانان توانمند و کاردان میباشند، تا بامروز آسیب های جدّی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر جامعه ایران تحمیل کرده باشد؟ آیا حفظ این رژیم بهر شکل ممکن اش، خطر وقوع جنگ و یا حمله نظامی به ایران را تشدید نخواهد کرد؟ آیا فکر نمیکنید دیگر زمان برای تغییر حکومتی که 33 سال است ایران را در متحولترین دورانِ و ترقی جوامع بشری به ایستایی، رکود و تحقیر محکوم کرده است فرارسیده باشد؟ آیا من و تو مسئول این تحول و دگرگونی نیستیم که در سکوتی قبرستانی شاهد فروپاشی همهء شکوه و پیشرفت ایران هستیم؟
در امتزاجِ با مدنیت شهرنشینی و تحقق دمُکراسی همه ذینفع هستیم

دنیا & تجارت, سیاست. Mon, 5 Mar 2012 00:01
امّا ما از سویی از هم پاشیده ایم، چرا که مفهموم مدنیت شهری هنوز در بین ما آن معنای واقعی خود را بازنیافته است و برخی در پسِ این کوچه ابهام و سرخوردگی هنوز محور «آشتی» و «همیاری» را «آرمانشهر» ی میپندارند که «آرمانشهر» همگان نیست. به گونه ای در خزانِ تنوع رنگها، گرد کورسوی چراغ نفتی میچرخند، تا با رنگ ماتم، مرگِ مدنیتِ شهرنشینی را به «جشنِ» سیادت بی فروغ خود تبدیل کنند. محوریت جمهوریخواهی و یا فقط مشروطه خواهی حکایتِ همان اندیشه غیر مدنی است که حکم سکوتِ مرگباری را در باغِ زیبای رنگها پیغام آورده است. حکمی که در ستیز با همگرایی، با هم زیستن و باهم دوستی کردن، مدنیت ستُرگ شهر را به چالش فراخوانده است. امّا چه فرحبخش و دلچسب است هوای شهر و آن سنفونی موذونی که همهء را با تفاوت رنگهایشان، به صحنه رقصی دعوت میکند تا پاسی از شب رقص کنان طلوع سپیدهِ صبح را بانتظار بمانند. امّا این همزیستی مسرت بخش خاصه در شهر و در میان مردمانی با مدنیت شهرنشینی رخ خواهد داد که کانون و تولیدگر فکر و فرهنگ مدنی هستند. *مسئله آسیب شناسی شکست اپوزیسیون درهمگرایی با یکدیگر در یک بُعدِ فرهنگی میبایست مورد بررسی قرار گیرد، که چگونه است علیرغم همهء خطرهای جدی در این روزهای سرنوشت ساز که موجودیت ایران و ایرانی را در ورطه نیستی درغلتانده است، هنوز بسیاری ساز ناهمگرایی سرمیدهند و در پی منافع تنگ فرقه خود میباشند؟
«اپوزیسیونِ» پُشتِ درهای بسته

دنیا & تجارت, سیاست. Sun, 5 Feb 2012 03:29
شاید هم این امرِ بسیار شگفت انگیزی با وجودِ چنین «اپوزیسیونی» نباشد که 33 سال رژیمی بر ایران مُسلط گردد، که با تاراجِ ثروت ملی مردم ایران به قصد ترور و آشوب در خاورمیانه و تثبیت خود در پناه بمب اتم، همچنان بر اریکه قدرت تکیه کند و صلح وثبات سیاسی در جهان را به سُخره بگیرد. رژیمی که در طی 33 سال حاکمیت جابرانه اش، همهء ثروت و خاک ایران را به ارزانی به همدستانِ بین المللی اش ببخشد، امّا همچنان آسوده خاطر، امّا مرگ آفرین، بر چهره تابناک ملتی بزرگ، خیره سرانه لبخند بزند. امّا پرسش این است که چگونه است چنین رژیمی با این همهء ویژگیهای نامردمی اش، همچنان بر مسند قدرت است وبه وجودِ سر تا پا ننگینِ خود نیز «مفتخر»؟ برای من بزرگترین دلیل ماندگار بودنِ جمهوری اسلامی تا بامروز با همهء خصایل ضد بشری اش تنها یک چیز است که این جمهوری مذهبی، اپوزیسیون ندارد.
News
No data was returned.
May 2012
Designed by Swedarts    Powered by MCMS    Universal Digest   1&1 Green Hosting   
© 2012 Universal Digest LLC. All Rights Reserved


free web stats